Feeds:
Posts
Comments

شلیک ضدهوایی‌های سوریه به هواپیمای اف-4 ترکیه که بر روی آب هوای بین المللی پرواز میکرد و برای لحظاتی وارد حریم هوایی سوریه شده بود این ظرفیت را دارد که انقلاب سوریه، جنگ داخلی و مسائل مطرح حول تحولات این کشور را به سپهر روابط بین الملل و دخالت دادن نیروهای ناتو نیز بکشاند. متحدان بشار اسد پس از سقوط جت ترکیه ای هر یک در مواضع تقریبا یکدستی خواستار آرامش طرفین شدند؛ هونگ لی، وزیر امور خارجه چین در اظهار نظری [1] خواهان «پایبندی طرفین به دیپلماسی» شد و ایران نیز برای پادرمیانی برای حل و فصل این مساله اعلام آمادگی کرد. اما در سوی دیگر ترکیه اصرار دارد هواپیمای جنگی این کشور بر روی آب های بین المللی پرواز میکرده و ادعای خود را به ناتو کشانده است. ترکیه در ساعات ابتدایی این واقعه نرمش ناروشنی از خود نشان داد اما فشارها بالاگرفته است. گرچه به نظر نمیرسد اتحادیه اروپا که به تازگی تحریم‌هایی علیه سوریه وضع کرده، هوادار راهکارهای غیردیپلماتیک در این مساله باشد اما به آتش کشیده شدن هواپیمای ناتو توسط سوریه دیگ واشنگتن را حسابی به جوش خواهد آورد. این در حالیست که شورای امنیت سازمان ملل با مخالفت های روسیه و چین از تصویب گزینه نظامی علیه دولت اسد بازمانده؛ این باعث شده زهر فرانسه و قدرت های اروپایی نیز کشیده شود

روسیه و چین استفاده از اقدام نظامی علیه سوریه را وتو کرده‌اند [2] چرا که خواهان محکم کردن جاپای سازمان همکاریهای شانگهای «اس‌سی‌او» [3] (روسیه، حکومتهای آسیای میانه، چین و ایران به عنوان ناظر) هستند. از نظر آنها نبردی برای تسلط بر منطقه در جریان است و از دست رفتن نفوذ «اس‌سی‌او» به نفع تسلط نیروهای ناتو آخرین انتظاری‌ست که سران کرملین و شانگهای از این میدان دارند. ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و روس‌های پرو عرب که در امور سوریه به او مشاوره میدهند، ثبات این مشتری مطمئن را هم ارز نفوذ روسیه در منطقه میدانند؛ روسیه بندر طرطوس که پس از لاذقیه دومین بندر بزرگ در کرانه‌های سوریه است را به عنوان پایگاه لجستیک نیروهای دریایی این کشور به اجاره خود در آورده [4]. اهمیت استراتژیک حضور نیروی دریایی روسیه در طرطوس موجب شد که حسن عبدالظیم رهبر وقت شورای ملی سوریه در آپریل امسال اعلام کند [5] که: «روسیه هیچ برنامه تجازگرانه و استعماری علیه ملت سوریه ندارد». او حتی برای اطمینان بیشتر اعلام کرد که اجاره طرطوس میتواند به عنوان شکلی از همکاریهای نظامی میان دو کشور جنبه دیگری به خود بگیرد. با این حال روسیه همچنان ترجیح میدهد سیلی نقد را به حلوای نسیه نفروشد

در منشور سازمان ملل [6] دو زمینه برای توجیه جنگ وجود دارد. اولی دفاع یک کشور از منافع ملی و ممالک و محصوراتش است. دیگری اینکه شورای امنیت سازمان ملل تشخیص دهد کشوری باعث اختلال در نظم و امنیت جهانی شده است. با آتش کشیدن جنگنده ترکیه (به خصوص که در فضای بین المللی رخ داده باشد) سوریه دستمایه قانونی و خصمانه‌ای را برای جنگ به ترکیه میدهد. این مرجع قانونی به عنوان بهانه شعله ور شدن آتش جنگی نه چندان دور از انتظار میان دو کشور آنچنان اهمیتی دارد که جزئیات بسیار مهم خبر این واقعه از جمله تلاش ضدهوایی سوریه برای سرنگونی دومین جنگنده ترکیه را نیز به حاشیه میکشاند. ترکیه احتمال دارد از گزینه نظامی استفاده کند اما به نظر میرسد توازن قوادر منطقه سران آنکارا را مجاب کرده تا به واکنش های غیرنظامی روی خوش تری نشان دهند. با این حال ترکیه اطمینان حاصل خواهد کرد تا حکومت اسد تاوان این اقدام خود را پس دهد. یکی از اقدامات میتواند قطع برق بزرگترین شهر سوریه یعنی آلپو باشد. بولنت آریک معاون نخست وزیر ترکیه روز دوشنبه ، 26 جون اعلام کرده بود [7] کشورش به دلیل مقاصد انساندوستانه متعهد شده است نیروی برق بزرگترین شهر سوریه را تامین کند و طی یکی- دو روز آینده تصمیم خواهند گرفت که این سرویس ادامه پیدا کند یا خیر. «آکسا» [8] به عنوان یکی از اپراتورهای خصوصی ترکیه 500 کیلووات انرژی برق سوریه در سال جاری را تامین کرده است

ترکیه عضو پیمان آتلانتیک شمالی‌ست که بند 5 آن تاکید دارد حمله یه یکی از کشورهای عضو، حمله به تمامی کشورها تلقی میشود [9] بنابر این ناتو وظیفه دارد از ترکیه چنانچه نیاز باشد و یا این کشور تقاضای کمک کرده باشد، دفاع کند. بند 4 این پیمان نیز به کشورهای عضو اختیار داده هر زمان تمامیت ارضی و یا منافعشان را در خطر دیدند، تقاضای مشورت کنند. این دومین بار است که ترکیه از ناتو کمک خواسته که این دو مورد تنها تجربه های تاریخ ناتودر این زمینه هم به حساب میآیند. نیروهای اطلاعاتی ترکیه میگویند اسنادی در دست دارند که نشان میدهد هویت جنگنده ترکیه ای برای مهاجمان روشن بوده و هر دو جنگنده ترک بدون حمل جنگ افزار و برای عملیات شناسایی به پرواز درآمده‌اند. تلاش داووداغلو پیش از آنکه معطوف به روشن شدن «اشتباه» باشد، به همراه کردن ناتو و آماده کردن افکار عمومی توجه دارد؛ سران آنکارا به خوبی میدانند تصویر بزرگتری از روابط میان دو کشور و تحولات اخیر سوریه زمینه های دیگری غیر از «اشتباه پدافند هوایی سوریه» را روی میز میگذارد. ترکیه به بخش زیادی از مخالفان بشار اسد در استان هاتای همجوار با مرزهای سوریه اجازه اقامت داده است [10]. هرچند سوریه و ترکیه در یک دهه گذشته روابط خوبی با هم داشته اند اما انقلاب و جنگ داخلی در سوریه موجب واکنش هایی از سوی ترکیه شده است. آنکارا در این جدال خونین سوی نیروهای انقلابی ایستاده و از اسد خواسته دست از قدرت بکشد. از طرفی قطر و عربستان سعودی مشکوک به ارسال تسلیحات نیمه سنگین از جمله راکت اندازهایی هستند که میتوانند نیروی نظامی اپوزیسیون را به یک ماشین جنگی تبدیل کنند. برخی منابع بر این باورند که «آر پی جی»ها و سایر تسلیحات نظامی از مسیر ترکیه به دست شورشیان رسیده و چنین مسیری نیازمند تامین امنیت هوایی مسیرهای ارسال اسلحه به مخالفان اسد است. با این وضع گمانه‌ها بر این است که سوریه در پس این اقدام قصد داشته پیامی جدی به این اقدامات ترکیه بدهد. این اقدام با هر قصدی احمقانه به نظر میرسد چرا که سوریه با توجه به حمایت نظامی، امنیتی و دیپلماتیک کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای، در حاشیه امنیتی نسبی قرار داشت بدون اینکه با همسایگان منطقه‌ای خود درگیر شود و یا دستمایه‌ای قانونی برای دخالت ناتو در تحولات این کشور ایجاد کند

بیشتر روزنامه نگاران در هفته های اخیر به دنبال این بوده اند که نیروهای مسلح اپوزیسیون سوریه از چه منابعی تغذیه میشوند؟ چه تدابیری برای پراکندگی نیروها اندیشیده شده و کدام یک از رهبران میلیشیای اپوزیسیون توانسته آرایش جدی تری به نیروهای خود بدهد و پیروز میدان باشد؟ نیویورک تایمز و وال استریت جورنال هر دو در مقاله هایی پیشنهاد کرده‌اند نیروهای «سی آی ای» دخالت کرده و برنده ها را مشخص کنند؛ موضوعی که به مذاق رانیا ابوزید در تایم خوش نیامده؛ او تلاش میکند چهره ای روشن تر از حامیان تسلیحاتی نیروهای اپوزیسیون سوریه را نمایان سازد. از نظر او سعودی‌ها از طریق واسطه لبنان نقش بزرگی را ایفا میکنند. اما این به این معناست که سعودی‌ها منافع لبنانی‌شان را به منافع‌شان در سوریه پیوند میزنند؟ آرام پیش رفتن پروسه ارسال تسلیحات به این دلیل است که سعودی، آمریکا و ترکیه باید تصمیم بگیرند کدام بخش از میلیشیای سوریه باید پیروز میدان باشد؟ یا سرشان شلوغ تر این حرفهاست و سر از اوضاع در نمیآورند؟ همه این سوال ها همچنان بی پاسخ مانده است

هرچند به نظر نمیرسد ترکیه و ناتو میلی به اقدام نظامی علیه سوریه داشته باشند اما تقویت و حمایت راهروهای استان هاتای به قصد ارسال «کمک های انساندوستانه» به سوریه میتواند تنش‌های بیشتری ایجاد کند. از طرفی قطع برق شهرهای مهم سوریه میتواند وضعیت داخلی این کشور را بحرانی تر کند؛ به ویژه اینکه شهرهایی مثل آلپو تا کنون نسبت به سایر بخش های سوریه ساکت تربوده و یا معدود اعتراضات آن نتوانسته وسعت و پیوستگی سایر شهرها را داشته باشد

نحوه برخورد ترکیه با این بحران و حمایت سران آنکارا از پروژه تغییر نظام در سوریه در بطن خود چالشی‌ست در زمینه سیاست خارجی این کشور. زمانی نه چندان دور احمد داوود اغلو، وزیر امور خارجه ترکیه از ایده‌ای هواداری میکرد که معتقد بود «مشکلات با همسایه باید به صفر برسد»[11] که موجب شد غربی ها با تمسخر آن را «نئو عثمانیست» بخوانند. عثمانیسم «عثمانلی‌لیک» با تاثیر از اندیشه روسو، مونتسکیو و انقلاب فرانسه بر این اصل استوار است که همه موضوعات از جمله حقوق ملت‌ها پیش از قانون با هم برابر هستند. نئو عثمانیسم ابتدا توسط یونانی ها پس از پیاده کردن نیروی نظامی در قبرس توسط ترکیه تئوریزه شد و نهایتا با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، به عنوان ایدئولوژی دولت اردوغان در سیاست خارجی مورد توجه قرار گرفت. پیش از اردوغان، دولت تورگوت اوزال در ترکیه توانسته بود از شیوه سنتی روابط بین‌الملل کمالیست ها گذر کند و طرح دیگری از روابط بین الملل را پیش نهد که بعدا به عنوان اولین قدم در تثبیت نئو عثمانیسم شناخته شد

جلسه روز سه شنبه ناتو در بروکسل گرچه برای بررسی سقوط جت ترکیه ای برگزار شد اما تا جایی که به روابط بین الملل ترکیه بر میگردد به این معناست که «نئو عثمانیسم» نسبت به یکی از همسایگانش اعلام خطر بین المللی کرده است. هرچند جهاد مقدیسی سخنگوی وزارت امور خارجه سوریه با فاصله کمی از این واقعه آن را « یک تصادف» و نتیجه اشتباه خواند اما از نظر داووداغلو پرواز دو جت جنگی در ارتفاع پائین مثل صرف شیش کباب ترکی معمولیست. او میگوید پیش از این نیز بارها حریم هوایی سوریه شاهد چنین مسائلی بوده اما آنها جنگنده ما را مورد حمله قرار دادند.  وزیر امور خارجه ترکیه در ادامه گفت که سرنوشت ماجرای جت ترکیه ای هر چه باشد ما در کنار مردم سوریه خواهیم ایستاد. و این ایستادگی تا تثبیت یک حکومت دموکراتیک در سوریه ادامه خواهد یافت. داووداغلو به عبارتی میگوید فانتوم اف4 ترکیه را ول کنید چرا که موضوع اصلی در سوریه «همچنان تغییر رژیم» است

در حالی که ترافیک جنگ افزارهای منطقه و روند تحولات نظامی خاطرات تلخ خلیج تونکین در جنگ ویتنام را تداعی میکنند، آسیا تایمز به نقل از منابع خبری‌اش از واکنش عصبانی ناتو در گستراندن بیش از پیش سامانه سپر دفاع موشکی خود در ترکیه خبر داده است. چنانچه نئو عثمانیسم همچنان بر برنامه تغییر رژیم خود در قبال سوریه که با شیوه دراماتیک آنکارا در حل مساله کردها در ترکیه ارتباط دارد ادامه دهد، بررسی ها حول این محور خواهد چرخید که دمشق چگونه نیروهای مسلح پ ک ک را مجهز خواهد کرد تا جهنمی در آناتولیا برپا کنند. تردیدی نیست که این ماجرا از این زشت تر خواهد شد اما قائده قدیمی «سگ جنبان» در دنیای سیاست بار دیگر حاکم است: معلوم نیست ترکیه سگ ناتو را به جان سوریه خواهد انداخت یا برعکس

منابع:

[1]- http://www.msnbc.msn.com/id/47943622/ns/world_news-mideast_n_africa/t/china-urges-calm-after-syria-shoots-down-turkish-jet/#.T-67yZH8YrV

[2]- http://www.guardian.co.uk/world/2012/feb/04/assad-obama-resign-un-resolution

[3]- http://en.wikipedia.org/wiki/Shanghai_Cooperation_Organisation

[4]- http://en.wikipedia.org/wiki/Tartus

[5]- http://english.ruvr.ru/2012_04_17/72020921/

[6]- http://www.un.org/en/documents/charter/intro.shtml

[7]- http://www.france24.com/en/20120626-turkey-threatens-cut-electricity-syria-over-downed-jet

[8]- http://www.bloomberg.com/news/2011-03-18/turkey-s-aksa-elektrik-will-sell-electricity-to-syria-correct-.html

[9]- http://www.nato.int/cps/en/natolive/official_texts_17120.htm

[10]- http://www.msnbc.msn.com/id/47813663/ns/world_news-mideast_n_africa/t/syrian-rebels-turkey-doubtful-over-new-arab-arms-supplies/#.T-7G7JH8YrU

[11]- http://www.todayszaman.com/newsDetail_getNewsById.action?load=detay&newsId=257118&link=257118

[12]- http://atimes.com/atimes/Middle_East/NF26Ak01.html

بیش از 8 ماه است که کارگران معدن و فلز کار “سادبری” در اعتصاب سراسری به سر میبرند.علت اعتصاب از این قرار است که کارگران معدن نیکل سادبری هر سال از مازاد سود و فروش معادن مبلغی را دریافت میکنند که این مبلغ در چند سال اخیر به بهانه بحران جهانی اقتصادی موقتا قطع شد و به کارگران وعده داده شد که این مبلغ پس از رفع بحران و در شرایط تسلط اقتصادی به کارگران پرداخت خواهد شد.اما از سال گذشته مشخص شد که کمپانی”واله ی” که یکی از کمپانیهای عظیم استخراج معادین میباشد قصد دارد سهم کارگران از مازاد فروش را برای همیشه قطع و به بهانه بحران اقتصادی یکی از حقوق پایه ای کارگران و مردم سادبری را نه تنها نا دیده بگیرد بلکه با قطع برخی مزایا و پرداختیهای دیگر و همچنین اخراج بی دلیل و فله ای هجمه ای عظیم به زندگی و وضعیت اقتصادی هزاران کارگر این منطقه وارد کند.این در حالیست که کمپانی “واله ی”تا اسفند ماه سال گذشته بیش از 22 بیلیون دلار سرمایه نقد(غیر از املاک و ماشین آلات و …) در اختیار داشته که در دو سال گذشته و با قطع مزایا و حق مازاد کارگران دو برابر سالهای گذشته درآمد و سود کسب کرده است

کمپانی طبق قرار دادهای تضمین سرمایه گذاری (که اساسا بر مبنای منافع سرمایه گذاران و کارفرما تنظیم شده است) اختیار دارد مزایای کارگران را در شرایط بحرانی و برای مدت زمان کوتاهی تا برگشت به چرخه معمولی قطع کند اما رفتار کمپانی “واله ی” در چند سال گذشته و با بهانه بحران جهانی اقتصادی خلاف همین قرار نیم بندی است که باز هم دست سرمایه داری را برای استثمار کارگران باز گذاشته است.کمپانی “واله ی” دومین کمپانی عظیم در کانادا و جهان در زمینه استخراج معادن است ،این کمپانی خصوصی برزیلی اساس کارش را بر گرده کارگران ارزان و بیکار فراوان در برزیل بنا نهاده است و با استفاده از ارتش بیکاران و طبقه ضعیف اقتصادی برزیل توانسته است در بسیاری از کشورهای دنیا به عنوان یکی از ابرقدرتهای اقتصادی علیه کارگران  قانونهای خودسرانه وضع کند .این کمپانی درقوانین خودش کارگران را اخراج نمیکند بلکه زندگی کارگران  را “نابود” میکند به شکلی که کارگر اخراجی هیچگاه به کار بر نخواهد گشت و هر کارگری میتواند بدون دلیل از کار اخراج شود بدون اینکه دلیلی به او گفته شود یا اینکه حقی قانونی برای وی در نظر گرفته شود.کارگران حق نمایندگی توسط اتحادیه ها و نهادهای کارگری در محل کارشان را ندارند؛کارگران حق شکایت و جمع آوری امضا و حمایت برای حقوق خودشان را ندارند؛حتی حق ندارند نماینده ای از بین کارگران برای دفاع از مطالباتشان داشته باشند؛اکثریت عظیم کارگران این کمپانی قراردادی هستند و هیچگاه به صورت دائمی به کار گرفته نمیشوند.کارگران از بیمه کامل درمانی و حتی بیمه محل کار برخوردار نیستند و در بدترین شرایط بهداشتی و امنیتی در قعر معدنها مشغول به کار هستند و تقریبا هیچ تعهدی برای بیکاری،مرگ،سلامتی و پرداخت حقوق پایه ای کارگران وجود ندارد

ابر کمپانی خصوصی “واله ی” در مورد بحران اقتصادی میگوید : این یک دایره بحرانیست که همه جوانب را در بر گرفته است اما بهبود وضعیت کارگران بخش معدن و فلز به مراتب سریعتر اتفاق خواهد افتاد و نشانه ها امید بخش است؛ وعده هائی که با عمل غیر انسانی و استثمار آشکار این کمپانی کاملا در تضاد است

اما حماسه کارگران معدن “ساد بری” نوار رفتارهای خود سرانه برای حاکمیت برده داری محض در معدنها را جائی قطع کرد تا در همبستگی عظیمی یکی از بزرگترین و قوی ترین مبارزات کارگری در آمریکای شمالی را رقم بزند.این اتفاق زمانی رخ داد که تقریبا 8 ماه قبل کارگران در بیانه ای رو به جامعه و خانواده هایشان چنین اعلام کردند:

کارگران کمپانی “واله ی” همه چیز را تمام شده میدانند و اعتصاب سراسری کارگران را اعلام میکنند

ما میدانیم که این اعتصاب به چه اندازه برای جامعه کارگری و خانواده هایشان سخت خواهد بود،به همین اندازه میدانیم با پذیرش قوانین و خواسته های کمپانی در دراز مدت، وضعیت برای کارگران و اعضای ما به چه اندازه  دشوار و نابرابر خواهد شد.وضعیت کنونی بسیار متفاوت با جدلهای پیشین با کمپانیهاست.کارفرمای جدید که یک شرکت عظیم خصوصی برزیلی است قصد دارد به بهانه بحران اقتصادی ،مزایا و حقوق پایه ای ما را از ثروتها و منابع مدنی قطع کند،پدیده ای که تا به حال خون در رگ همین شهر کوچک کارگری ما بوده است و تا حدودی امکان ایجاد زندگی متوسطی برای ما فراهم آورده است و این در حالیست که کمپانی دو برابر سالهای پیش در آمد داشته است همانطور که کمپانیهای قبلی سود برده بودند.ما میدانیم که وضعیت اقتصادی مناسب نیست و این را در پروسه گفت و گو برای پیش برد اوضاع پیش خواهیم برد،هرچند که کمپانی “واله ی” چنین قصدی ندارد و با اینکه بیش از 22 بیلیون سرمایه نقد(غیر از ماشین آلات و غیره)در اختیار دارد برای حقوق کارگران هیچگونه احترامی قائل نیست.
تمرکز کمپانی روی حذف مازاد درآمدها است و قصد دارد از پرداخت حتی “یک سنت” هم به خانواده کارگران خودداری کند

ما پایبند به قرارمان بر اساس پیمان بین اتحادیه و کمپانی بوده ایم که چنانچه وضعیت اقتصادی بحرانی شد ،برای کمک به ادامه کاری کمپانی این هزینه ها را تا اطلاع ثانوی دریافت نکنیم اما واقعیتها خلاف این قرار را ثابت میکند و کمپانی یکطرفه به سمت لغو این پیمان رفته است.سیر صعودی 120% درآمدهای این کمپانی نشان از این دارد که بحران اقتصادی تنها یک دروغ بزرگ برای قطع منافع کارکران است.سوال این نیست که کمپانی “واله ی” میتواند از این بحران نجات پیدا کند یا خیر چرا که در آمدهای آنها پاسخ این سوال را داده است.سوال اصلی این است که پس ازاین بحران سرنوشت خانواده ها و کارگران متوسط جامعه چه خواهد شد؟
ما اعتقاد داریم هر کسی که در جامعه کار و یا زندگی میکند حق دارد از سلامت نسبی برخوردار باشد و از حقوق پایه ایش بهره مند گردد

به همبستگی شما نیاز مندیم
اتحادیه کارگران فلز کانادا-مناطق 6500-6200-6480

حمایت بی نظیر کارگران،خانواده ها و ساکنین شهر “سادبری” از کارگران معدن فارغ از رنگ و اعتقاد و ملیت کارگران موجب شده است که چنین کمپانی عظیمی در مقابل خواسته های کارگران زانو بزند و برای ادامه کار تهدید کند که قصد دارد 1500 کارگر از شهرهای دیگر برای شکستن اعتصاب وارد شهر کوچک سادبری کند.همچنین در نامه ای بر روی یکی از وبسایتهای کمپانی ؛رهبری اتحادیه کارگران را به اطلاع رسانی غلط ، نژاد پرستی ، بی صبری ، تعصب و بیگانه ترسی متهم کردند.این نامه کمپانی در ادامه سیاستهای خود سرانه و ضد کارگری در کشورهائی مثل برزیل ،اندونزی،استرالیا و .. و با قصد ایجاد تفرقه بین کارگران برای جلوگیری از انتشار اعتصاب به معادن و کارگاههای دیگر نوشته شده بود که با عکس العمل شدید کارگران این کمپانی در سراسر دنیا رو به رو شد.


کارگران سادبری
با حمایت همه جانبه از اتحادیه خود به همه کارگران،فعالین کارگری،اتحادیه ها و کارگران دیگر این کمپانی در سراسر دنیا پیام دادند که  با سفر به این شهر کوچک کارگری در راهپیمائی اعتراضی کارگران علیه  کمپانی “واله ی” و سیاستهای ضد کارگری این کمپانی شرکت کنند. این کارگران از همه امکانات خود به صورت شخصی و جمعی برای دعوت کارگران و کسانی که دغدغه مسائل کارگری دارنددعوت کردند تا برای همراهی و همبستگی با 8 ماه اعتراض و اعتصاب جانانه شان به آنها بپیوندند.ما هم به همراه تعدادی از فعالین کارگری ایران در سفر همبستگی با کارگران به “سادبری” رفتیم و در فضائی سراسر صمیمی و غرور آفرین با کارگران این شهر همصدا شدیم.اشک در چشمهایمان حلقه زد وقتی دستان زحمت کش کارگران را میفشردیم و وقتی بی دریغ و خالصانه یکدیگر را در آغوش میکشیدیم.شهر سراسر در اختیار و تحت تاثیر حرکت عظیم کارگران قرار داشت.از کودک و پیر و جوان،از زنان کار خانگی تا مغازه داران ؛از کارمندها تا دانش آموزان همه و همه به خیابانها ریختند و هر کسی به شکلی در برپائی این روز کوشیدند.به رسم همبستگی کارگری لباسهای کارگران معدن سادبری را پوشیدیم و هریک پرچمدار اعتراض متحد این کارگران شدیم.مسیر راهپیمائی را از سالن عمومی کارگران شروع کردیم و با شعارهائی همچون “اتحادیه،قدرت قدرت” و “یک روز بیشتر،یک روز قویتر” به سمت بزرگراه 401 (خیابان مرکزی شهر)به راه افتادیم .در طول مسیر کارگران با تمام وجود فریاد میزدند و فارغ از هر تعصب و تفرقه ای پرچمها؛پلاکاردها و بنرها را حمل میکردند.مسیر نهائی راهپیمائی به سالن اجتماعات شهر ختم میشد.جمعیت خروشان در سالن اجتماعات شهر با فریادها و شعارهای بی نظیر خود رنگ و بوئی غرور آفرین و به غایت انسان محور را به نمایش گذاشت.

این تجمع که به درخواست اتحادیه و با حمایت مطلق کارگران برگزار میشد درواقع علیه سیاستها ،ادعاها و افتراهائی بود که کمپانی با نام نژاد پرستی،بیگانه ترسی و …به اتحادیه و کارگران زده بود.کمپانی سعی کرده بود با تبلیغات وسیع نشان دهد که کارگران از حضور کمپانی برزیلی در کانادا شکایت دارند و چنانچه کمپانی کانادائی زمام امور را در دست بگیرد با شرایط مشابه حاضر به ادامه کار هستند.این تفرقه افکنی که ریشه در ماهیت تاریخی سرمایه داری برای شکستن اتحاد و همبستگی کارگران داردبا حضور 52 نهاد کارگری از 23 کشور دنیا و حضور بیش از 5 هزار نفر درراهپیمائی جوابی دندان شکن گرفت تا برگ زرینی باشد در همبستگی طبقاتی فرا مرزی کارگران علیه برده داری مدرن .

در میان سخنرانیهای کارگرانی که از برزیل،اندونزی،استرالیا،چین و…به سادبری آمده بودندمتوجه شدم که یکی از معادن برزیل در همبستگی با کارگران در کانادا به اعتصاب کشیده شده است و همچنین اعتراضات وسیع و مشابهی در حمایت از کارگران معدن سادبری و همچنین برای کسب حقوق پایه ای در کشورهای دیگر علیه این کمپانی در جریان است.در این بین پیامهای همبستگی خودمان با کارگران را میان جمعیت پخش کردیم و با بسیاری از کارگران گپ زدیم ،همچنین کمکهای مالی که برای حمایت از این کارگران از طرف فعالین کارگری در تورنتو جمع شده بود را به نماینده مالی کارگران دادیم.روی صحنه پیامها یکی پس از دیگری از جانب نمایندگان کارگری کشورهای مختلف خوانده شد؛حتی نماینده بومی های کانادا(سرخپوستها) که در چند ماه گذشته در اعتراض به سیاستهای تبعیض آمیز دولت کانادا مبارزات خیابانی وسیعی علیه کمپانیهای برگزار کننده المپیک زمستانی به راه انداخته بودند در میان کارگران حاظر شد و با شور و حرارتی بی نظیر علیه نژاد پرستی سخنرانی کرد و اعلام کرد که همه ما خواهر و برادر هستیم، همه ما کارگر و برابر هستیم؛این کمپانیست که برای منافع خودش قصد دارد بین ما اختلاف بیاندازد و ما باید با اتحاد و یکدستگی این سیاست ضد انسانی را عقب برانیم.حتی نمیانده کارگران برزیل در جمع کارگران بیانیه حمایتی خود را در حمیات از کارگران و علیه تفرقه افکنی و ترویج نژاد پرستی کمپانیها اعلام کرد،صحنه هائی که در عین ساده گوئی و فارغ از دغل بازیهای گفتاری نشان از بیداری وجدان ناخودآگاه کارگران برای همزیستی برابر و آزاد داشت .


در پایان سخنرانیها “لیو جرارد” رهبر اتحادیه کارگران سادبری در حالی که با همه نمایندگان کارگری از کشورهای مختلف دستانشان را زنجیر و بالا برده بودند گفت: همه اینها خواهران و برادران ما هستند.ما جنبشی جهانی هستیم؛اتحادیه ای بدون مرز و مبتنی بر منافع طبقاتی کارگران.ما اختلافی بین خودمان نداریم،ما خواهران و برادرانمان را بدون نژاد و رنگ و زبان برابر و آزاد میدانیم و این مدیریت کمپانیها و سرمایه داری جهانیست که با ما تفاوت دارد،کسانی که سعی دارند این اختلافات را ایجاد و بین کارگران تفرقه بیاندازند.
جرارد با پوچ و بی پایه خواندن این ادعاها و با اقتدار فریاد زد: “تیتو”(مدیریت کمپانی) فردا به سادبری بیا،کارگران آماده مذاکره جدال با تو هستند.فردا به سادبری بیا و با کارگران بجنگ و یا دهان گشادت را ببند.

در میان این سخنرانیها،کارگرانی که در قالب گروه موسیقی فعالیت میکردند به اجرای برنامه پرداختند که در میان آنها فری استیل “رپ” یکی از کارگران معدن فوق العاده دیدنی و شنیدنی بود؛موزیکی که  زبان گویای کارگران علیه وضعیت موجود بود

و البته مائی که تازه از ایران آمده بودیم مدام اطراف را میپائیدیم که مبادا پلیس و ماموران لباس شخصی؛نیروهای سرکوب کارخانه و حراستی های سایتهای صنعتی بریزند و ببرند و بکشند و…پدیده ای که نه در غرب اتفاق نیفتد بلکه در ایران در ابعاد بی شرمانه و وسیع تری رخ میدهد.