<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>باریکاد</title>
	<atom:link href="http://baricad.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://baricad.wordpress.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Sep 2011 04:07:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='baricad.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>باریکاد</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://baricad.wordpress.com/osd.xml" title="باریکاد" />
	<atom:link rel='hub' href='http://baricad.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>تظاهرات صدها نفر علیه اجلاس انرژی؛ کانادا به نمایندگان جمهوری اسلامی ویزا نداد</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/09/14/protest/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/09/14/protest/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 14 Sep 2010 09:09:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[محیط زیست]]></category>
		<category><![CDATA[بحران انرژی]]></category>
		<category><![CDATA[حق حیات]]></category>
		<category><![CDATA[روابط بین‌الملل]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[صنعت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=442</guid>
		<description><![CDATA[در دو روز گذشته صدها نفر علیه برگزاری بیست و یکمین کنگره جهانی انرژی و جلسه رهبران صنایع انرژی در مونترال کانادا دست به تظاهرات و اجرای برنامه‌های گوناگون اعتراضی زدند هزاران نفر از فعالان محیط زیست و معترضین به روند کنونی تولید انرژی و محصولات صنعتی با صورت‌ها و بدن‌های آغشته به رنگ و [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=442&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">در دو روز گذشته صدها نفر علیه برگزاری بیست و یکمین کنگره جهانی  انرژی و جلسه رهبران صنایع انرژی در مونترال کانادا دست به تظاهرات و اجرای  برنامه‌های گوناگون اعتراضی زدند</p>
<p style="text-align:right;">هزاران نفر از فعالان محیط زیست و معترضین به روند کنونی تولید انرژی  و محصولات صنعتی با صورت‌ها و بدن‌های آغشته به رنگ و روغن به خیابانها  آمدند تا در تجمعی سمبلیک به نقش مخرب و زیان‌آور محصولات این کمپانیهای  عظیم صنعتی اعتراض کنند</p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/U72t-hJ1NDY?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:right;">یکی از این معترضان گفت: این کثافت‌های کارخانه‌ها در موهای ما هست، در  غذای ما وجود دارد و تقریبا همه وجود ما را فراگرفته پس ظاهر امروز ما خیلی  غیرواقعی نیست</p>
<p>بخش اعظم این تظاهرات توسط سازمان <a href="http://www.greenpeace.org/canada/">صلح سبز</a> سازماندهی شده بود و بسیاری از  شرکت کنندگان در مقابل پلاکارد بزرگ این تظاهرات با شعار «<strong>خیلی کثیف، خیلی  خطرناک، از نفت باید گذشت</strong>» به رقص اعتراضی میپرداختند</p>
<p style="text-align:right;">از مهمترین  خواسته‌های تظاهر کنندگان توقف سوزاندن سوخت‌های فسیلی و همچنین پایان دادن  به عملیات جست و جوی نفت دولت در ایالت کبک بود که خسارات بسیاری به منابع  طبیعی این منطقه وارد آورده است</p>
<p style="text-align:right;">آندره بلیزل یکی از زیست‌بانان که برای برپائی این تظاهرات بسیار تلاش کرده  بود گفت: باید به این رهبران گفت که منافع‌تان را کنار بگذارید و با توقف  تخریب طبیعت برای انرژی‌های خطرناک، به تولید انرژی سبز و انرژی جایگزین  بیاندیشید</p>
<p style="text-align:right;">دنیل برتون نیز که یکی از بزگترین گروه‌های مدافع محیط زیست را نمایندگی  میکرد گفت: نباید انتظار داشت که این فرصت طلب‌ها برای منابع زیست محیطی  تصمیم بگیرند. این‌ها از آن مردم است و باید خودمان با تصمیم درست بر اینها  فشار بیاوریم</p>
<p style="text-align:right;">در نهایت این دو روز بیانیه‌ها و سخنرانی‌های بسیاری انجام شد که میتوان  مهمترین بخش های آن را چنین عنوان کرد: به تجاوز تجاری و گسترش انرژی  کثیف‌تان از فاجعه نفتی بی‌پی در خلیج مکزیک تا حفاری‌های مخرب در آفریقا و قطب شمال پایان دهید. پیام ما روشن است. آینده را باید با انقلاب در تولید  انرژی و روی‌آوری به انرژی پاک به محیطی قابل زیست تبدیل کرد</p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/09/oily-people-montreal.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-443" title="oily people montreal" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/09/oily-people-montreal.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
این اجلاس جهانی با حضور 3500 تن از رهبران کمپانیهای صنعت انرژی در سالن   کنفرانس شهر مونترال برگزار میشود  و تا پنج شنبه همین هفته حول محورهائی همچون ارائه راه حل و راههای مقابله با چالش های بازار انرژی و همچنین انرژی هایی نوین ادامه خواهد   داشت</p>
<blockquote>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;">اما نکته قابل توجه در حاشیه این تظاهرات عدم حضور نمایندگان ایران به دلیل عدم صدور روادید از سوی مقامات کانادائی بود</span></h3>
<p style="text-align:right;"><strong>طی تماس‌های مکرر با مسئولین برگزاری و نهادهای ذیربط متوجه شدیم که علیرغم  تلاش بسیار جمهوری اسلامی برای حضور در این کنگره سراسری، مقامات کانادائی  از صدور ویزا برای نمایندگان جمهوری اسلامی سر باز زده و با حضور ایران در  اجلاس سه سالانه انرژی مخالفت کرده‌اند</strong></p>
<p style="text-align:right;"><strong>به نظر میرسد <a href="http://www.worldenergy.org/">شورای انرژی جهانی</a> نیز که با کمیته هایی از 93  کشور جهان، هر سه سال یکبار اقدام به برگزاری این کنفرانس می کند با دولت کانادا در اتخاذ این تصمیم هم‌رای بوده است</strong></p>
<p style="text-align:right;"><strong>در فرصت کوتاهی که پیش آمد دلایل عدم حضور ایران را از سید ویلوگوراک دبیر  کمیسیون اقتصادی سازمان ملل در اروپا پرسیدم که در پاسخ گفت: ایران در  مسیر تولید انرژی راه خودش را از برنامه‌های منطقی خارج کرده، باقی قضایا  به روابط ایران و کانادا مربوط است</strong></p>
<p style="text-align:right;"><strong>تا کنون هیچ‌یک از مسئولین کانادائی در مورد دلایل این موضوع پاسخی به  تماس‌های گرفته شده نداده‌اند اما به نظر میرسد پافشاری مقامات تهران در  تولید انرژی هسته‌ای در کنار تحریم‌های گسترده اقتصادی علیه ایران از دلایل  اصلی این تصمیم باشد</strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align:right;">جمهوری اسلامی قصد داشت عباس علی‌آبادی، مدیر عامل <a href="http://www.mapna.com/En/default.aspx">شرکت مپنا</a> را برای حضور  در این اجلاس و ارائه سخنرانی عازم کانادا کند</p>
<p style="text-align:right;">مپنا به عنوان یکی از  زیرمجموعه‌های وزارت نیرو در زمینه تولید و تجهیز صنایع نیروگاهی ایران  فعالیت میکند. این شرکت بزرگ صنعتی در طی سال‌های اخیر بارها توسط سازمان  خصوصی سازی برای واگذاری به بخش خصوصی معرفی شده است اما در نهایت تنها 20   درصد از سهام مپنا پس از سه سال و چهار بار تاخیر مجددا به خود مپنا  بازگشت خورد تا این کمپانی نیز در چرخه واگذاری شركت های دولتی به  زیرمجموعه های دولت قرار بگیرد و در نهایت به عنوان یکی از شرکت‌های شبه  خصوصی شناخته شود</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/442/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/442/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=442&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/09/14/protest/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/09/oily-people-montreal.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">oily people montreal</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>روزی که ما را حذف کردند، رسانه‌ای از دل مردم برخواست</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/08/16/32415/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/08/16/32415/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 18:22:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[حق حیات]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=413</guid>
		<description><![CDATA[یوتیوب در جریان پروژه ضبط &#8220;یک روز زندگی&#8221; توسط مردم دنیا اعلام کرده بود که مردم ایران نمیتوانند تصاویری از یک روزشان را به صورت فیلم برای این طرح جهانی ارسال کنند از گفت و گوهای غیر رسمی با  &#8220;کوین مک‌دونالد&#8221; و &#8220;ریدلی اسکات&#8221; چنین برمیآید که دست‌اندرکاران این پروژه با حذف مردم ایران زیاد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=413&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">یوتیوب  در جریان پروژه ضبط &#8220;<a href="http://www.youtube.com/user/lifeinaday">یک روز زندگی</a>&#8221; توسط مردم دنیا اعلام کرده بود که مردم ایران  نمیتوانند تصاویری از یک روزشان را به صورت فیلم برای این طرح جهانی ارسال  کنند</span></h3>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#000000;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/XMxuocCN1O0?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></span></h3>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#000000;">از گفت و گوهای غیر رسمی با  &#8220;<a href="http://www.youtube.com/watch?v=Uw9JJUs7mJA&amp;feature=channel">کوین مک‌دونالد</a>&#8221; و &#8220;<a href="http://www.youtube.com/watch?v=4L7JiO5ZxVY">ریدلی اسکات</a>&#8221; چنین برمیآید که دست‌اندرکاران این پروژه با حذف مردم ایران زیاد موافق نیستند؛ اما ظاهرا قدرت تحریم‌های اقتصادی آمریکا بیشتر میچربد</span></p>
<p><span style="color:#000000;">به هر حال هرچه باشد همکاری این دو هنرمند با پروژه‌ای  که بخش بزرگی از جمعیت پویا و مترقی دنیا را با ملاحظات سیاسی و حکومتی حذف  میکند خود جای بحث است. ظاهرا هیجان این پروژه تا جائی پیش رفته که  موضوع آزادی بیان و حقوق پایه‌ای شهروندانی که از این فیلم کنار گذاشته شده‌اند  را حاشیه ای کرده است</span></p>
<p><span style="color:#000000;">این حرکت از جنس حذف رسمی و عینی صدای مردم و  خفقان موجود از سوی حاکمیت ایران و کشورهای محروم شده است که این بار از غرب طلوع کرده، چنین  رفتارهائی باید از جانب مردمان حذف شده با واکنش جدی و همه جانبه مواجه  شود. ارتباط با رسانه دو طرفه است و این کار میتواند اعتماد و تداوم همکاری  فعالین ایرانی با یوتیوب را تحت تاثیر قرار دهد</span></p>
<p><span style="color:#000000;">چنین برخوردهائی  ضمن پررنگ کردن نقش روزنامه نگاری شهروندی و رسانه‌های خرد، نمونه کامل ابزارشدن شبکه‌های  اجتماعی در دست حاکمیت است. صدا و سیما، کیهان، فارس نیوز و غیره در ایران و  بی تعارف رسانه هائی مثل فاکس نیوز، سی‌ان‌ان، ان‌بی‌سی وغیره در آمریکا  نهادهای ارتزاق خبری دولتها هستند</span></p>
<p><span style="color:#000000;">هرچند تفاوتهائی هست اما نباید فراموش کنیم که  پاسخ رسانه‌ای ما چیزی غیر از این دو گزینه است. تلاش برای ایجاد رسانه‌های مردمی و مستقل بر پایه مشارکت وسیع اجتماعی، ضمن کنار زدن حاکمیت رسانه‌های کلان میتواند دریچه تازه‌ای به روی مردم برای بروز توانائی‌های فردی و خواست‌های جمعیشان باز کند</span></p>
<p><span style="color:#000000;">به هر حال شکستن مرزها و ساختار رسانه‌های کلان در جهت بال و پر دادن به توانائیهای مردم ایران، وظیفه اهل فن و صاحب‌نظران حرفه‌ای عرصه رسانه و ارتباطات است. امری که به نظر می‌رسد جمعی از روزنامه‌نگاران، فیلم‌سازان، هنرمندان و اهل رسانه در <a href="http://30mail.net/weblog/2010/aug/04/wed/3637">بنیاد ایران‌ندا</a> به سمت آن خیز برداشته‌اند</span></p>
<p><span style="color:#000000;">در همین زمینه با کانال چهار انگلستان مصاحبه‌ای تلفنی داشتم که با تماس مسولین پروژه یوتیوب و طرح روابط و ضوابط قانونی و مناسبات فی‌مابین رسانه‌ای از پخش آن جلوگیری به عمل آمد اما دوست و همکارم نگار اسفندیاری در وبسایت گاردین <a href="http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/aug/16/youtube-iran-ban-life-in-day">مطلبی</a> با همین موضوع منتشر کرد که مناسب دیدم متن فارسی نوشته‌اش را کمی ایرانیزه کنم و اینجا به همخوانی بگزارم</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#000000;">***</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#000000;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ridley_scott_life_in_a_day.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-428" title="ridley_scott_life_in_a_day" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ridley_scott_life_in_a_day.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
</span></p>
<p style="text-align:center;">
<p><span style="color:#000000;">ششم ژوئیه امسال بود که یوتیوب در فراخوانی عمومی صدها هزار نفر از مردم دنیا را به ساخت فیلمی تشویق کرد که در آن هر کسی با ابزار شخصی خودش باید &#8220;<a href="http://www.youtube.com/user/lifeinaday">یک روز زندگی</a>&#8221; را به تصویر میکشید و روی وبسایت بارگزاری میکرد. این روز 24 جولای بود و هرکسی از هرگوشه دنیا میتوانست تصاویر &#8220;<a href="http://www.youtube.com/user/lifeinaday">یک روز زندگی</a>&#8221; خودش را برای یوتیوب ارسال کند تا نهایتا در قالب فیلمی مستند تدوین و منتشر شود</span></p>
<p><span style="color:#000000;">شرکت در این پروژه غیر سیاسی فرصت پرشور و مناسبی بود تا کاربران ایرانی یوتیوب &#8220;یک روز زندگی&#8221; خودشان را به دنیا نشان دهد</span></p>
<p><span style="color:#000000;">پیش از این کاربران ایرانی یوتیوب با ارسال هزاران فیلم و تصویر و کلیپ از جریان انتخابات و اعتراضات پس از آن، یوتیوب را به یکی از  کانال‌های معتبر اخبار ایران تبدیل کرده بودند. یا به عبارتی ارسال تصاویر سرکوب و خشونت توسط شهروندان روزنامه نگار ایرانی و واسطه شدن این وبسایت برای ارتباط ایرانیان با جهان خارج، اعتباری دو چندان به این وبسایت بخشیده بود</span></p>
<p><span style="color:#000000;">تا اینجای کار خوب به نظر میرسد اما زمانیکه <a href="http://sites.google.com/site/liadterms/home">صفحه پرسش و پاسخ این پروژه</a> را خواندیم تا از چند و چون کار آگاه شویم انگار سیلی به صورتمان زده باشند. آنجا نوشته بود: هرکسی که بالای سیزده سال سن دارد میتواند تصاویر &#8221; یک روز زندگی&#8221; خودش را ارسال کند غیر از شهروندان کشورهای ایران، سوریه، کوبا، کره شمالی و برمه و همه کسانی که تحت تحریم‌های اقتصادی آمریکا هستند. با این حساب و با توجه به اینکه یوتیوب در حال حاظر در چین مسدود است، بیش از 1.5 بیلیون نفر از به تصویر کشیدن چشم انداز زندگیشان محروم میشوند، در حالیکه در آمار وبسایت بحث بر سر مشارکت 6 بیلیون نفر، یعنی همه مردم جهان است. ظاهرا یوتیوب آمار کل شهروندان دنیا را برای تبلیغات دراماتیک خودش استفاده کرده اما جائیکه پای واقعیت به میان میآید بیش از 1.5 بیلیون نفر را از مشارکت محروم کرده است.</span></p>
<p><span style="color:#000000;">بهتر نبود این کشورها هم داخل میشدند به جای اینکه تصاویری معمولی از یک روز زندگی تکراری در غرب را ببینیم؟ مطمئنا میشد با روح بزرگتری این پروژه را پیش برد، مخصوصا اینکه بسیاری از این برشها نهایتا در کف اتقاق به پایان خواهد رسید و خاک خواهند خورد. به هر حال با هر تفسیری قضیه را ببینیم این تصمیم غیردوستانه و عجولی بود که علیرغم ظاهر فراگیر و بین‌المللی‌اش، منحصر به کشورهائی خاص و محدود است</span></p>
<p><span style="color:#000000;">چنانچه ارزیابی معتبری از یوتیوب داشته باشیم باید از این وبسایت به عنوان مکانی جهت تمرین و ترویج دموکراسی مشارکتی یاد کنیم، با این وصف این وبسایت چرا باید نگران و همراه تحریم‌های سیاسی باشد؟ حتی اگر فیلم &#8220;یک روز زندگی&#8221; توسط دولت آمریکا اسپانسر شود باز این موضوع قابل درک نیست چرا که همین چند وقت پیش بود که <a href="http://www.washingtontimes.com/news/2009/jul/26/senate-help-iran-dodge-internet-censorship/">سنای آمریکا 50 میلیون دلار</a> به ایرانیان قربانی سانسور اختصاص داد تا امکانی برای آنها فراهم شود و از سد سانسور و فیلترهای اینترنتی دولت خلاص شوند. حال چگونه است که چنین پروژه عظیمی به جای اینکه به کمپانیهای دیگر فشار بیاورد و در کارزاری جهانی برای آزادی بیان و گستردگی اندیشه و چشم اندازها بیاندیشد اینگونه با اقدامی حذفی و جانبدارانه بخش عظیمی از مردم را محروم میکند؟</span></p>
<p><span style="color:#000000;">یک روز زندگی برای نمایش در فستیوال فیلم ساندنس در سال 2011 تهیه میشود. انستیتو ساندنس باید به خودش افتخار کند که مجمعی برای بازار فیلمسازان و تصاویر نامحدود مجانی فراهم کرده است. در این بین حتی کمپانی عظیم کره‌ای (ال-جی) در همکاری با این پروژه میگوید: استفاده از تصاویر مردم برای نزدیک شدن و به اشتراک گذاشتن دیدگاه‌های مختلف و تجربیات گوناگون به غنی شدن زندگی همه ما کمک میکند. این کمپانی معتقد است فیلم &#8220;زندگی در یک روز&#8221; با ارزشهای اصلی ما که همان انسانیت، کنجکاوی، انرژی مثبت و خوش‌بینی است منطبق است</span></p>
<p><span style="color:#000000;">این فیلم که قرار است با تصاویر چند ملیتی ساخته شود توسط &#8220;کوین مک دونالد&#8221; سازنده فیلمهائی همچون &#8220;<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/One_Day_in_September">یک روز در سپتامبر</a>&#8221; و &#8220;<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Touching_the_Void_%28film%29">تماس با باطل</a>&#8221; ساخته خواهد شد، فیلمهای تحریک آمیزی که هیچگاه تسلیم انتظارات عمومی نشد. کارگردانی این فیلم نیز بر عهده &#8220;ریدلی اسکات&#8221; است کسی که فیلم‌هائی همچون &#8220;بلید رانر&#8221; و &#8220;گلادیاتور&#8221; را در کارنامه خود دارد. ریدلی اسکات با کارگردانی این پروژه علیرغم محبوبیت نسبی‌اش، به سوژه انتقاد و بحث بسیاری از فوروم‌های اینترنتی ایران تبدیل شده است</span></p>
<p style="text-align:center;"><span style="color:#000000;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/6QrkxwFCRMA?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></span></p>
<p><span style="color:#000000;">این ریدلی اسکات بود که در 1984 در همکاری با <a href="http://www.youtube.com/watch?v=OYecfV3ubP8">کمپین تبلیغاتی مکینتاش</a> اولین ویدئوهای تبلیغاتی &#8220;اپل&#8221; را ساخت. اسکات در این ویدئوی معروف که اغازگر ورود محصولات مکینتاش به عرصه زندگی انسانها بود با نگرشی &#8220;اورولی&#8221; و دولت &#8220;برادر بزرگ&#8221; در کتاب  1984 قصد دارد تبعیت گوسفندوار انسانها از وضعیت موجود رادر هم بشکند. اسکات پیام این ویدئو را چنین به مخاطب میرساند: با مکینتاش، 1984 دیگر 1984 نخواهد بود</span></p>
<p><span style="color:#000000;">ریدلی اسکات  26 سال پیش جامعه مسخ شده، پلیسی و میلیتاریزه شده‌ای را نقد و مصور میکند که تحت تسلط دیکتاتوری نظام مرکزی، جائی برای آزادیهای فردی و مشارکت جمعی نمیگذارد؛ صحنه هائی که امروز برای ایرانیان بسیار آشناست و ریدلی اسکات نمیخواهد آنها را به تصویربکشد</span></h3>
<p><!--Session data--></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/413/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/413/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=413&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/08/16/32415/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ridley_scott_life_in_a_day.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ridley_scott_life_in_a_day</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>همبستگی با کارگران ایران در اولین کنفرانس همبستگی جهانی سایت لیبراستارت</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/08/13/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%81%d8%b1/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/08/13/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%81%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 13 Aug 2010 15:38:54 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کارگری]]></category>
		<category><![CDATA[کارگران]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>
		<category><![CDATA[صنعت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=397</guid>
		<description><![CDATA[گزارشی از اولین کنفرانس همبستگی جهانی سایت لیبراستارت لیبراستارت، اولین کنفرانس همبستگی جهانی خود را در ماه جولای سال ۲۰۱۰ برگزار کرد. این کنفرانس که میزبان شرکت کنندگان بسیاری مشتمل بر فعالین کارگری، محققین، فعالین اتحادیه‌های کارگری، روزنامه نگاران و دانشجویان از کشورهای مختلف بود از ۹ تا ۱۱ جولای در دانشگاه مک مستر شهر [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=397&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#800000;"><strong>گزارشی از اولین کنفرانس همبستگی جهانی سایت لیبراستارت</strong></span></h2>
<p style="text-align:center;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://www.labourstart.org/">لیبراستارت</a>، اولین  کنفرانس همبستگی جهانی خود را در ماه جولای سال ۲۰۱۰ برگزار کرد. این  کنفرانس که میزبان شرکت کنندگان بسیاری مشتمل بر فعالین کارگری، محققین،  فعالین اتحادیه‌های کارگری، روزنامه نگاران و دانشجویان از کشورهای مختلف  بود از ۹ تا ۱۱ جولای در دانشگاه مک مستر شهر همیلتون برگزار شد</p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ls-poster.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-406" title="ls-poster" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ls-poster.jpg?w=500" alt=""   /></a></p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://www.labourstart.org/">لیبراستارت</a> به عنوان یک وب سایت خبری و کارزاری بین المللی در  حمایت از جنبش کارگری در سال ۱۹۹۸ آغاز بکار نمود و اینک توسط بیش از۸۰۰  داوطلب از کشورهای مختلف، به ۲۰ زبان، به روز میشود. این وبسایت خبری  همکاران و مخاطبان خود را از ماهها پیش از طریق اعلام عمومی به کنفرانس  دعوت کرده بود. هدف از این گردهم‌آئی ارتباط رودرروی  فعالین کارگری در این عرصه برای ایجاد شبکه‌ای مداوم بر مبنای تجربیات و  فعالیتهای متنوع در کشورهای مختلف بود. برنامه کاری و کارگاه‌های آموزشی از  هفته های قبل بر روی وبسایت لیبراستارت و اطلاعیه های مدرسه آموزش  کارگری دانشگاه هامیلتون در دسترس بود تا مخاطبین بتوانند بر اساس  نیازمندیها و علائق‌شان در بحث های مربوطه شرکت کنند. آنچه هسته مرکزی این  کنفرانس ۳ روزه را تشکیل میداد، برگزاری<a href="http://www.labourstart.org/2010/workshops.shtml"> کارگاه های آموزشی</a> در باره موضوعات  مختلف بود. شرایط ویژه کارگران و نقش جنبش و تشکلهای کارگری در بستر بحران  عمیق اقتصادی سرمایه داری ایجاب میکرد که دامنه بحث‌ها گسترده باشد. در  همین راستا و برای روشن شدن موضوع بحث‌ها، لازم است نگاهی به لیست  کارگاه‌های آموزشی در این کنفرانس بیاندازیم. کارگاههای آموزشی از روز دوم  کنفرانس آغاز شدند</p>
<p style="text-align:right;">
<h3 style="text-align:right;"><strong><span style="color:#800000;">کارگاه‌های آموزشی روز دوم کنفرانس، صبح</span></strong></h3>
<ul>
<li style="text-align:left;">کار  نامطمئن و اشکال جدید سازماندهی توسط: دینا لاد از مرکز اقدام کارگری،  نیکی لندکوئیست و کارولین جاکوبسن از اتحادیه فلزکاران اروپا
<ul>
<li> سازماندهی  برای فعالین سازمانیافته؛ ایجاد همبستگی سراسری در ارتباط با فعالین  کارگری توسط: رابین الکساندر، ماریون پولاک و اپسون لوکن از نروژ</li>
</ul>
<ul>
<li> کمپین همبستگی خارج از جنبش کارگری توسط: جان کلارک از ائتلاف علیه فقر</li>
</ul>
<ul>
<li> سازماندهی کارگرانی که سخت سازماندهی میشوند توسط: دیوید اسپارو، جوک جیسون از اتحاد هنرمندان رادیو، تلویزیون و سینما در کاناد</li>
</ul>
<ul>
<li> تحقیقات دانشجوئی در زمینه های مکانیزم قرن ۲۱؛ نرم افزارهای تکنولوژی ژنتیک در استخدام صنعتی</li>
</ul>
</li>
<li style="text-align:left;">جهانی سازی، شهروندی و کارگر مهاجر، مورد کارگران خانگی در کانادا</li>
<li style="text-align:left;">بررسی مسئولیت اجتماعی شرکت ها و دوام و عوارض آن</li>
<li style="text-align:left;">نئولیبرالیسم به کجا میرود؟ بررسی روند کنونی کانادا</li>
<li style="text-align:left;">موانع جنسیتی در اشتغال زنان بومی در معادن</li>
<li style="text-align:left;">بازتولید اجتماعی و خشونت علیه زنان : بازسازی نئولیبرالیسم و سازمانهای داوطلبانه زنان</li>
<li style="text-align:left;">ایجاد  همبستگی بین المللی در اتحادیه ها: ایلیان بربانو از اتحادیه کارگران  خدمات عمومی کانادا و مری جو از کارزار کارگران برای فلسطین</li>
</ul>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:right;">
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>کارگاه‌های روز دوم کنفرانس، بعدازظهر<br />
</strong></span></h3>
<ul>
<li style="text-align:left;">همبستگی  با تشکلهای کارگری ایران: فرید پرتوی از اتحاد بین‌المللی درحمایت از  کارگران درایران، سعید ولدبیگی و دنیا ضیائی از صداهای آلترناتیو در ایران</li>
<li style="text-align:left;"> کار در فرهنگ شبانه روزی (۲۴ ساعته) : هکسل واکسر و دوروتی ویگمور از فعالین مستقل کمپین بهداشت و سلامت</li>
<li style="text-align:left;"> نگاهی به ابزار اینترنتی در اختیار کارگران از طرف: نیک مارکوس از دانشگاه مک مستر</li>
<li style="text-align:left;"> پادکست های همبستگی از طرف: مارک بلنگر از رادیو کارگر</li>
<li style="text-align:left;"> مکزیک از طرف: دن لابوتز از رهبران اتحادیه‌ای مکزیک</li>
<li style="text-align:left;"> سازماندهی کارگران مهاجر توسطک ناوین مهتا و کریس رمزروپ از عدالت برای کارگران مهاجر</li>
</ul>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>کارگاه های روز سوم کنفرانس</strong></span></h3>
<ul>
<li style="text-align:left;">سازماندهی کارگران جوان توسط فعالین اتحادیه فلزکاران و معدن آمریکا
<ul>
<li> بسیج برای برابری از طرف فعالین اتحادیه های خدمات عمومی کانادا</li>
</ul>
<ul>
<li> وضعیت  اتحادیه های کارگری در عراق و کارگران عراقی در اتحادیه های امریکائی  توسط: عبداله محسن و امجد علی از طرف فدراسیون سراسری فعالین اتحادیه ای</li>
</ul>
<ul>
<li> فرهنگ طبقه کارگر توسط: دیوید کید و اندرو لوکاد ازمرکز فرهن و هنر  کارگری</li>
</ul>
<ul>
<li>همبستگی یا  تحریم؟ درباره اتحادیه های چین از طرف: بتی وو، پاول گارور و لنون ینگ  داوونگ از فعالین و رهبران اتحادیه ای در تایوان و چین</li>
</ul>
</li>
<li style="text-align:left;">اتحادیه ها در اروپای شرقی توسط: بژان استانیسلاوسکی از ائتلاف اتحادیه کارگری ( او. پ. ز. ز.لهستان) و مهسا کازینا از آی یو اف روسیه</li>
</ul>
<p style="text-align:left;">- رنسانس کارگری اتحادیه ها در الجزایر و مصر</p>
<p style="text-align:left;">- تجربه کمپینهای آن لاین</p>
<p style="text-align:left;">- وبلاگهای اتحادیه ها و بلاگرهای کارگری</p>
<p style="text-align:left;">- سازمان جهانی کار، اتحادیه های جهانی کارگری و سایر نهادهای مرتبط</p>
<p style="text-align:right;">همانطور  که از حجم بالای کارگاه‌های آموزشی در لیست های بالا پیداست، جمع بندی از  مجموع مباحث نیازمند زمان و امکانات ویژه ای است به گونه ای که بنظر میرسد  مسئولین لیبراستارت هنوز قادر به ارائه گزارش کامل و جامعی از کنفرانس نشده  اند. بعلاوه امکان شرکت در تمامی این کارگاهها بدلیل همزمان بودن با  یکدیگر وجود نداشت</p>
<h3 style="text-align:right;"><strong><span style="color:#800000;">در تصویری کلی</span></strong><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/rebick-th.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-410" title="rebick-th" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/rebick-th.jpg?w=500" alt=""   /></a></h3>
<p style="text-align:right;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align:right;">یکی  از سخنرانان مهمان این همایش خانم جودی ربیک بود که به تفصیل راجع به نقش  سرکوبگر دولت و پلیس در زمینه نشست گروه جی ۸ و گروه جی ۲۰  صحبت  کرد. وی ضمن اشاره به سکوت شرم‌آور کنگره کار کانادا در مقابل سرکوب و  دستگیری‌های وسیع توسط پلیس؛ به انتقاد از ساختار هرمی اتحادیه های کارگری  پرداخت و مدعی شد که چنین ساختاری عملا نمی تواند مقاومت اجتماعی جدی ای را  سازمان دهد. وی ضمن تاکید بر نقش جنبش‌های اجتماعی که به صورت افقی فعالیت  میکنند، گفت باید  با تکیه به جنبش‌های اجتماعی و بازبینی در شیوه سازماندهی و فعالیتها این  امکان را ایجاد کرد که در زمان کوتاهی بخش زیادی از جامعه را به خیابانها  بکشیم. وی همچنین به نقش رسانه‌های اجتماعی و مترقی برای خبر رسانی در  تقابل با مدیای رسمی تاکید کرد</p>
<p style="text-align:right;">سخنران  دیگر کنفرانس آقای اریک لی هماهنگ کننده لیبر استارت بود که به ضرورت  همبستگی جهانی کارگری اشاره کرد و توضیح داد که اوضاع کنونی نظام سرمایه  داری شرایط را چنان برای کارگران سخت کرده است که کارگران شرکت پیمانکار  سازنده &#8220;اپل&#8221; &#8220;آی فون&#8221; و &#8220;آی پد&#8221;، تحت فشار طاقت فرسای جسمی و روانی ناشی  از کار، خود را از ساختمانهای بلند به پایین پرت میکنند و دهها مورد خودکشی  داشته اند. وی افزود که بعنوان فعالین مترقی در جنبش کارگری وظیفه داریم  که با استفاده از آخرین  تکنولوژیها و امکانات علیه بی‌حقوقی و ستم برکارگران متحد شویم.</p>
<p style="text-align:right;">اریک  لی در بخش هائی از سخنان خود گفت ما در طول این سالها کارزارهای بسیاری  راه انداخته ایم که از این دست میتوان به «ایران» اشاره کرد. بعضی به ما  میگویند چرا باید از کارگران در ایران حمایت کنیم؟ مگر ایران کشوری مدافع  حقوق مستضعفان و علیه امپریالیسم نیست؟ در جواب به این پیام ها باید بگویم  که ما طرفدار کارگران هستیم، چه در ایران باشند چه در عراق، فلسطین،  الجزایر و غیره. وی در پایان گفت: ما از کارگران فارغ از رنگ و نژاد و مذهب  و عقیده  سیاسی حمایت میکنیم و روز به روز به کمک تکنولوژی و حمایت فعالین کارگری  این اتحاد را گسترش میدهیم. در این مسیر باید فعالیتی ریشه ای و مداوم  داشته باشیم به صورتی که خود کارگران به صورت مستقیم امکان مداخله داشته  باشند.پس از اتمام سخنرانیها؛ فعالین حاضر در کنفرانس با راهپیمایی و سر  دادن شعارهائی بر لزوم همبستگی کارگری و حمایت از کارگران دانشگاه مک مستر  که ممکن است وارد اعتصاب شوند تاکید کردند.</p>
<p style="text-align:right;">کارگاه  های آموزشی در حالی آغاز به کارکردند که طبق اعلام مسئولین برگزار کننده،  این  همایش برای آشنائی فعالین کارگری دست اندرکار برگزار شده بود. علاوه بر  این مسئولین برگزار کننده دعوت از مدعوین را برعهده شرکت کنندگان گذاشته  بودند که با اطلاع رسانی امکان حضور همکاران و علاقمندان بیشتری را نیز  فراهم کنند. آنچه در قوانین برگزاری این کنفرانس مبنای اخراج کسی از  کنفرانس محسوب میشد، استفاده از خشونتهای رفتاری و کلامی در ابراز عناوین  نژادپرستانه و ضد جنسیتی بود. در غیر اینصورت از حضورکسی به هیچ دلیلی  ممانعت به عمل نیامد. لازم به ذکر است که اسپانسرهای این کنفرانس را  اتحادیه‌ها و نهادهای کارگری ذیل تشکیل میدادند:  اتحادیه کارگران خدمات عمومی  کانادا و لوکال ۳۹۰۶، ال او(نروژ)، ائتلاف خدمات عمومی کانادا، اتحادیه  کارگران خودروسازی کانادا و لوکال ۵۵۵، فدراسیون معلمان انتاریو  (هامیلتون)، اتحادیه کارگران فلز، اتحادیه کارگران مواد غذایی، فدراسیون  معلمان استان بریتیش کلمبیا در کانادا، اتحادیه بین المللی کارگران خدمات،  اتحادیه کارکنان اتحادیه ها، شورای کارگری هامیلتون و حومه</p>
<p style="text-align:center;">
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#800000;"><strong>کارگاه آموزشی همبستگی با کارگران در ایران</strong></span></h2>
<p style="text-align:right;"><strong>در این کارگاه وضعیت جنبش کارگری ایران و همچنین فعالیت شوراها و سندیکاهای کارگری در ۳۰ سال اخیر مورد بررسی قرار گرفت</strong></p>
<p style="text-align:right;"><strong> </strong><span style="color:#800000;"><br />
</span></p>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>بخش اول: جنبش‌های اجتماعی، کارگران و قدرت سیاسی، رسانه ها و شبکه های اجتماعی</strong></span></h3>
<p style="text-align:right;">جلسه  با اعلام مدیر جلسه ایلیان بربانو از اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا  شروع شد. سپس سعید ولدبیگی بحث خود را در زمینه وضعیت طبقه کارگر در شرایط  سیاسی کنونی، ظرفیت‌ها و توانائی های آن در کسب قدرت سیاسی و همچنین ارتباط  جنبش کارگری با سایر جنبش های اجتماعی دیگر آغاز  کرد</p>
<p style="text-align:right;">وی ضمن اشاره به نقش کارگران در اعتراضات سال گذشته، به نقش و اهمیت  رسانه ها و فعالیت مستقل روزنامه نگاری در روند سیاسی- اجتماعی پرداخت. وی  همچنین ارتباط میان بنیادهای جنبش آزادیخواهی با حقوق کارگران و در‌هم  تنیدگی جنبش های اجتماعی با وضعیت طبقه کارگر و نمونه هائی از اتحاد  جنبش‌های مترقی در سالهای اخیر را تشریح کرد</p>
<p style="text-align:right;">ولدبیگی در پایان نسبت به ایجاد شبکه های جدید کارگری در پیوند با جنبش های مترقی دیگر برای تغییر روند سیاسی و ایجاد تغییرات آنی  ابراز امیدواری کرد و خواهان حمایت و توجه بیشتر به  این بخش عظیم و پویای جامعه شد</p>
<p style="text-align:right;">در ادامه فیلم کوتاهی ساخته یاسمن گرامی  از طرف وبسایت خبری &#8220;شهروند روزنامه نگار&#8221; به نمایش درآمد که ضمن مرور شکل  گیری جنبش کارگری در ایران ، نگاهی داشت به تاثیر مبارزات کارگری در تغییر  قدرتها و همچنین زندگی فعالین کارگری همچون اسالو، صالحی، نجاتی در سالهای  اخیر. پایان بخش این فیلم سخنانی بود از زنده یاد یداله خسرو شاهی از  فعالین و رهبران کارگری که در فوریه ۲۰۱۰ از میان جنبش کارگری رفت</p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/wovcRhuprJk?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/MIlpscWhEUU?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:center;">
<p style="text-align:center;">
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>بخش دوم: نقش تاریخی، روند سی ساله، ساختار نئولیبرالی سرمایه داری ایران و همبستگی  بین‌المللی کارگری</strong></span></h3>
<p style="text-align:right;">در بخش  بعدی کارگاه، فرید پرتوی تصویری جامع از موقعیت اقتصادی-اجتماعی کارگران و  موانع سر راه آنان در تشکیل تشکلهای مستقل کارگری را به صورت تصویر و  نوشتار ارائه داد..<br />
وی  بحث خود را با نقش جنبش کارگری در سرنگونی رژیم شاهنشاهی، مبارزات تاریخی  کارگران و نقش شوراهای کارگری، سپس سرکوب شوراها و نقش سرکوبگر خانه کارگر و  شوراهای اسلامی و در کل روند سی سال اخیر تحت حاکمیت جمهوری اسلامی آغاز  کرد. فرید پرتوی تاکید نمود که کوچکترین ترقی خواهی و یا گرایش  ضدسرمایه داری و ضد امپریالیستی در رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد، بلکه  جمهوری اسلامی رژیم سرمایه داری ایران است و بشدت ضدکارگر و سرکوبگر است و  هرگونه حمایت سازمانهای کارگری و یا چپ بین المللی از حکومت ایران با  توجیهات &#8220;ضد امپریالیستی&#8221; را اشتباه خواند</p>
<p style="text-align:right;">این فعال کارگری همچنین هرگونه  حمله نظامی یا تحریم اقتصادی را محکوم کرده و مخرب به حال مردم محروم و  طبقه کارگر دانست وتاکید نمود که کارگران باید مستقل از نزاعهای دولتهای  سرمایه داری متحد و متشکل شوند و خواهان توجه بیشتر طبقه کارگر جهانی به  مبارزات کارگران ایران و اتحاد وسیع کارگران  با یکدیگر شد</p>
<p style="text-align:right;">وی با اشاره به وضعیت اسف بار اقتصادی و  اجتماعی کارگران تاکید کرد که احقاق حقوق کارگران از ضروری ترین برنامه  هائیست که باید با مبارزه خود کارگران وبا برپائی تشکل‌های مستقل از حاکمیت  و سرمایه داران به واقعیت بپیوندد</p>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>بخش سوم: زنان کارگر، موانع تشکل یابی، تبعیض جنسیتی و نقش مردسالاری</strong></span></h3>
<h3><span style="color:#800000;"> </span></h3>
<p style="text-align:right;">بخش پایانی کارگاه آموزشی بر عهده دنیا ضیائی بود. وی در صحبت های خود  الگوی کار زنان شاغل در ایران و موانع عدم سازمانیابی زنان طبقه کارگر را  مورد بررسی قرار داد. ضیائی با اشاره به بخش عظیمی از نیروی کار داوطلبی  زنان در اقتصاد ایران استدلال کرد که جداسازی جنسیتی و کار خانگی زنان بخشی  از خصوصی سازی دولت در ابعاد جنسی است</p>
<p style="text-align:right;">وی گفت: پس از روی کار آمدن جمهوری  اسلامی بسیاری از زنان از محیط های کاری دور مانده اند و زنانی که همچنان  به کار خود ادامه میدهند تحت آنچه «تبعیض حرفه ای جنسیتی» نام دارد  ازموقعیت شغلی و اجتماعی پائین تری برخوردار هستند. علاوه بر این زنان در  موقعیت های پرخطر اقتصادی از جانب دولت در بخش غیر رسمی با پائین ترین حقوق  به کار گرفته میشوند.</p>
<p style="text-align:right;">او فشار اقتصادی ناشی از ساختار نئولیبرالی حکومت به  خانواده ها و ایدئولوژی جنسیتی حاکم بر جامعه را از مهمترین عوامل به کار  گیری زنان در قراردادهای موقت، بخش های کم درآمد و غیر رسمی و همچنین مشاغل  غیر حرفه ای و بی پشتوانه دانست.<br />
وی در پایان خاطر نشان کرد: باید بخشی ازتوجه و انرژی صرف موضوع اشتغال،  سازماندهی و مطالبات خاص زنان کارگر شود چرا که مسائل این بخش اصولا هم از  جانب گرایش مردسالار در جنبش کارگری و هم از جانب گروه‌های اصلی جنبش زنان و  سازمانهای غیر دولتی نادیده گرفته میشود..</p>
<p style="text-align:right;">در پایان این کارگاه سوالات زیادی در زمینه بحث های ارائه شده از جانب  مخاطبین پرسیده شد که به تفصیل از جانب ارائه کنندگان بحث پاسخ داده شد.</p>
<p style="text-align:right;">این کنفرانس ۳ روزه در پایان با گزارش یکی از کارگران معادن سادبری در مورد  اعتصاب یک ساله ‌شان و خواندن سرود همبستگی از جانب شرکت کنندگان پایان  یافت. در پایان نیز جلسه فوق العاده ای برای هماهنگی بیشتر بین همکاران  فعال و خبرگزاران داوطلب وبسایت لیبراستارت برگزار شد که عمدتا به مسائل  فنی و شیوه های جدید کار و کمپینها پرداخته شد</p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/8N8WYBt9Zg0?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:right;">اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران (کانادا)<br />
با همکاری: وبسایت استریت جورنالیست و صداهای آلترناتیو در ایران</p>
<p style="text-align:right;">اگوست ۲۰۱۰</p>
<p style="text-align:right;">
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/397/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/397/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=397&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/08/13/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%da%a9%d9%86%d9%81%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/ls-poster.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ls-poster</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/08/rebick-th.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">rebick-th</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>خوب، بد، زشت؛ کودتا در تلویزیون</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/04/13/%da%a9%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%a7-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/04/13/%da%a9%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%a7-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Apr 2010 08:55:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سینما]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=322</guid>
		<description><![CDATA[Read this Article in English نظامی سازی در وضعیت کنونی برای تحلیل پدیده ها باید به مسائل پایه تری پرداخت. آنچه واضح است اینکه همه چیز در ایران به سمت میلیتاریزاسیون (نظامی سازی) میرود.  همه چیز قرار است به سمتی پیش رود که تحت امر نیروهای مسلح رهبری از منافع حاکمیت سپاه و رهبری دفاع [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=322&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:right;">
<div><a href="http://reroad.blogspot.com/2010/04/good-bad-ugly-irans-latest-coup.html">Read this Article in English</a></div>
<h2><span style="color:#800000;"><strong> نظامی سازی</strong></span></h2>
<div><strong><br />
</strong></div>
</div>
<div style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/firozabad23.jpg"></a><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/firozabad231.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-325" title="1" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/firozabad231.jpg?w=500" alt=""   /></a></p>
<h3>در وضعیت کنونی برای تحلیل پدیده ها باید به مسائل پایه تری پرداخت. آنچه  واضح است اینکه همه چیز در ایران به سمت میلیتاریزاسیون (نظامی سازی) میرود.  همه چیز  قرار است به سمتی پیش رود که تحت امر نیروهای مسلح رهبری از منافع حاکمیت  سپاه و رهبری دفاع کند. از کودکی و در مدارس به نوجوانان آموزشهای عقیدتی و  نظامی میدهند و با ایجاد موقعیت های فراوان مادی و معنوی آنها را به عضوت  رسمی در بسیج و سپاه تشویق میکنند. صدا و سیما، مدارس، مطبوعات، هنر و فرهنگ  خانواده همه باید این نیاز پایان ناپذیر را تامین کنند. در چنین وضعیتی  پیدا کردن شغل در نهادهای نظامی از هر صنف و رسته اش بسیار آسان تر از راه  یابی به دانشگاه هاست. بسیجی کردن یا به عبارتی امنیتی و نظامی کردن کل  جامعه یکی از سیاستهائی است که بود و نبود نظام به آن بستگی دارد. در حال  حاضر که بخش زیادی از نظام با عنوان اصلاح طلبان از آن جدا  شده اند و سعی دارند در قالب شبکه های اجتماعی خود را به حکومت تحمیل کنند  این تنها میلیتاریزه کردن و ایجاد فضای رعب و وحشت است که میتواند جامعه را  به ثباتی نسبی برساند. هرچند که این تعادل و ماندگاری به موئی بند است اما  در قدرت ماندن تحت هر شرایطی و به هر قیمتی امر روز رهبری و دولت کنونی  ایران است. برای بازتولید فرهنگی که بتواند شرایط کنونی را عادی جلوه دهد و  مردم را به فراخوان رهبر بسیج کند؛ در همین ارتباط  صدا وسیما  که به عنوان ابزاری در دست حاکمیت در طول حیات سی ساله، مبلغ سیاستهای  نظام بوده است این روزها شاهد تغییرات و تصفیه هائی در درون خود است</h3>
</div>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>تصفیه سازمانی</strong></span></h2>
<h2 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/500465_orig1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-326" title="500465_orig" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/500465_orig1.jpg?w=500" alt=""   /></a></h2>
<h3 style="text-align:right;">با روی کار آمدن احمدی نژاد و انتصاب مدیران و مسئولین ارگانها و نهادهای  اداری و حکومتی، صدا وسیما هم شاهد تغییرات عمده ای در درون خود بوده است.  برقراری روابط فامیلی و مناسبات غیر حرفه ای (هیئتی) در جذب افراد و کنار  گذاشتن کادرها و کارکنان حرفه ای و یا کمی منتقد باعث شده فضای صدا و سیما  کاملا امنیتی و فرمایشی شود. هرچند که پیش از این هم وضعیت بهتر نبود اما  برگزاری مانورهای آمادگی در بخش خبر، چیدمان نیروها بر اساس میزان وفاداری  به نظام و رهبری، خبر سازی و دروغ پراکنی آشکار در کنار مصور کردن سناریوهای کیهان و شریعتمداری همگی از شرایطی ویژه سخن میگوید. علاوه بر این هجوم  مردم به ساختمانهای صدا و سیما در جریان شورشهای خیابانی موجب شد  ساختمانهای صدا و سیما مجهز به سلاحهای نظامی و نیمه سنگین شود. آنچه در  ماههای اخیر گذشت بیش از پیش موجبات استفاده ابزاری از رسانه ملی را فراهم  کرده است</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#008000;"><strong>بحران</strong></span></h2>
<h2 style="text-align:right;"><strong> </strong><br />
<a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/1_8412220576_l600.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-328" title="3" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/1_8412220576_l600.jpg?w=500" alt=""   /></a></h2>
<h3 style="text-align:right;">شدت یافتن تورم و پائین آمدن قدرت اقتصادی مردم در کنار بیکاری و بی سامانی  اجتماعی گسترده جوانان شدیدا در ابتدای سال نو مشهود بود؛ علاوه براین  بیش از نیمی از چهره های شناخته شده سیاسی، ادبی و هنری ایران سال نو را  در زندانها گذراندند. بماند خانواده های عزاداری که در سوگ از دست دادن  فرزندانشان عیدی نداشتند. هرچند برای مردم ایران، زندان و اعدام و شکنجه، فقر و  بیکاری و خشونت سیستماتیک هیچ کدام تازگی ندارند اما این بروز علنی و  رودر روئی مستقیم مردم با حاکمیت در سال گذشته بود که به نوروز امسال رنگ و  بوئی سرشار از بیم و امید میداد به همین اعتبار نوروز امسال را میتوان به  عنوان نقطه ای تاریخی مبنای بازبینی و تحلیل جنبش جاری قرار داد</h3>
<h2 style="text-align:right;"><strong><span style="color:#808000;">رسانه و طنز اجتماعی</span><br />
</strong></h2>
<h3 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/jeld.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-329" title="4" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/jeld.jpg?w=500" alt=""   /></a></h3>
<h3 style="text-align:right;">رسانه یا بنا به موضوع این مطلب، بهتربگویم رسانه ملی به عنوان ارگان صدا و سیمای حاکمیت، تحت تاثیر  مستقیم مناسباتی دولت و مردم است. قصد این نوشته روشن کردن جایگاه رسانه ملی  در روابط دولت با جامعه نیست بلکه هدف شرح گوشه‌ای از اتفاقاتی است که  میتواند نقطه عطفی در تغییر روند برنامه سازی در این سازمان باشد.      سازمان صدا و سیما بنا به روند سالهای گذشته برنامه هائی را در قالب <a href="http://www.youtube.com/watch?v=LSnxVvqpePk">طنز </a> در روزهای تعطیلات سال تازه نمایش داد. این<a href="http://www.youtube.com/watch?v=SqudROqx4Rw&amp;feature=fvw"> سریالها </a>و <a href="http://www.youtube.com/watch?v=n7BoqS3fGAA&amp;feature=related">مجموعه های تلویزیونی</a> که برای اولین بار با کارهای مهران مدیری و با درون مایه <a href="http://www.youtube.com/watch?v=VDKS7mkaoY4&amp;feature=related">طنز اجتماعی</a> به  نمایش در آمد توانست بخش زیادی از جامعه را پای تلویزیون بکشاند؛ به شکلی  که <a href="http://www.youtube.com/watch?v=zvqh5ObNKwE&amp;feature=related">رفتار و گویش</a> های درونی این برنامه ها مستقیما وارد زبان محاوره ای مردم  میشد. مهمترین راز موفقیت این برنامه های طنز نوروزی <a href="http://www.youtube.com/watch?v=GTmWpQMc0kw">مدل انتقادی</a> آنها در  به تصویر کشیدن رخ‌دادها و کشمکش‌های گریز ناپذیر اجتماعی بود. برنامه‌های طنز نوروزی  با نقد غیر مستقیم فساد اداری، فرهنگ و روابط نا سالم حاکم بر ورزش، هنر و  فرهنگ جامعه توانست مخاطبان بسیاری پیدا کند. بینندگان این برنامه ها بیشتر  از اینکه با جنبه طنز این برنامه ها ارتباط برقرار کنند، بیننده درد مشترک  اجتماعیشان از صفحه های تلویزیون بودند. آنچه واضح است اینکه این برنامه ها  محصول سیاستهای از پیش تعین شده  صدا و سیما نبوده و نیستند بلکه حاصل  ابتکار و نو آوری کارگردانان و هنرمندانی بودند که نزدیک به دو دهه با  کارهای خود به جایگاهی رسیده اند که حذفشان از سینما و تلویزیون نیازمند  کودتائی دیگر در عرصه رسانه ای است</h3>
<h3 style="text-align:right;">پخش مجموعه های تلویزیونی با کارگردانی اشخاصی همچون «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=bq6GrKXo4GY">مسعود ده نمکی </a>» در  ایام تعطیلات نوروز را میتوان به عنوان یکی از بارزترین نشانه های کودتای  رسانه ای عنوان کرد. هرچند سانسور و حذف سیستماتیک برخی هنرمندان در عرصه  تلویزیون و سینما سابقه ای طولانی دارد اما کنار گذاردن «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C">مهران مدیری</a>» به  عنوان یکی از شاخصه های برنامه های نوروزی در دو دهه اخیر نشان از وضعیتی  متفاوت دارد. هرچند که پخش کارهای بی مسئولیت، نسبت به تحولات سیاسی  -اجتماعی از شخصیت و محبوبیت مدیری میکاست اما کنار گذاشته شدن وی در  برنامه های نوروزی امسال تا حد زیادی محبوبیت و شخصیت این کارگردان و  بازیگر را تثبیت کرد. در روزهائی که زندان رفتن، انتقاد کردن و ایستادن  مقابل سیاستهای دیکتاتوری موجود برای هرکسی شخصیت و اعتبار می آورد، تصفیه  شدن از کار تلویزیونی و سینمائی نیز میتواند «مدیری» و امثال او را در موقعیت  بهتری از لحاظ محبوبیت و وجهه اجتماعی قرار دهد</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>مهران مدیری</strong></span></h2>
<h3 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/agarjayemanboodin_30nema_6_543.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-330" title="5" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/agarjayemanboodin_30nema_6_543.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
<a href="http://www.youtube.com/watch?v=kqA_Jh5uFEg&amp;feature=related">مهران مدیری</a> با مجموعه «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=esMAT0XQ4oo">ساعت خوش</a>» برای اولین بار در سال 1373 با کمک هنرمندان  دیگری همچون داریوش کاردان وارد عرصه طنز تلویزیونی شد. پس از گذشت چند سال  مدیری توانست با تجربیات بسیار در عرصه رادیو، تئاتر، تلویزیون و مهمتر از  همه برقراری ارتباط با مردم برنامه های طنز نود قسمتی را کارگردانی و بازی  کند. مدیری و همکارانش از همان ابتدا با سانسور، حذف و فشارهای رسانه ای و  مطبوعاتی رو به رو بودند و تحت سخت ترین شرایط توانستند برنامه های طنز را  وارد تلویزیون و سینمای عبوس و خشک ایران کنند. پیوند زدن مناسبان و مشکلات  اجتماعی به زبان طنز و کنایه، کاری بود که مدیری با کمک استعداد و نوآوریهایش به خوبی انجام داد. نزدیک به دو دهه تلاش مدیری در این زمینه باعث  شد کارهای وی پر بیننده ترین برنامه های تلویزیونی در سالهای اخیر  باشد.مهران مدیری برای تعطیلات نوروزی امسال مجموعه تلویزیونی «<a href="http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=90030">قهوه تلخ</a>»  را اماده پخش داشت که بنا به دلایلی از ادامه کار و پخش آن جلوگیری به عمل  آمد تا به جای آن کلیشه «دارا و ندار» مسعود ده نمکی روی آنتن برود. مجموعه  ای که تحت تاثیر <a href="http://www.youtube.com/watch?v=YAfEA1DP1fU">کلیشه های تکراری</a> و نخ نمای کارگردان زندگی ثروتمندان  بدکار و فقرای مظلوم، تیپهای تکراری و آشنا، تحولهای لحظه‌ای و سطحی و البته  شعارها و خطابه های مستقیمی را به تصویر میکشد که البته همه و همه محصول  محصول بسط دیدگاه کارگردان از سینما به تلویزیون است</h3>
<h3 style="text-align:center;">قهوه تلخ؛ مجموعه‌ای که بی ربط به رخدادهای ایران نیست</h3>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/pFWXLEBsnWk?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>رضا عطاران</strong></span></h2>
<div style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/tofighe_ejbari_03_215893.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-331" title="6" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/tofighe_ejbari_03_215893.jpg?w=500" alt=""   /></a></div>
<h3 style="text-align:right;">همچنین <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86">«رضا عطاران</a> »از کارگردانانی که مجموعه های «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=9yxDr3MI4uY">بزنگاه</a>» و «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B1%D8%B4_%D9%88_%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86">ترش و شیرین</a>»  را به روی آنتن برده بود بنا به دلایلی از حضور در تلویزیون منع شده است. <a href="http://www.youtube.com/watch?v=iYOAIlJez5A"> رضا عطاران</a> پیش از این در اعتراضات خیابانی در میان مردم هم حضور پیدا کرده  بود. به استثنای این دو چهره اصلی و البته «<a href="http://www.youtube.com/watch?v=xg4kFTtuqDA&amp;feature=related">حمید لولائی</a>» تقریبا تمامی  دارائی طنز ایران جلوی دوربین رفت تا شاید برنامه های نوروزی بتواند پایگاه  از دست رفته رسانه ملی را تقویت کند. با همه اینها نتیجه کار چیزی مایوس  کننده تراز سالهای پیش بود.</h3>
<h3 style="text-align:right;">کنار گذاشتن این هنرمندان و کارگردانان قبل از  هر چیزی نیازمند جایگزین چهره های دیگری است. بر اساس همین روند «مسعود ده  نمکی» مسئول ساختن مجموعه ای طنز با عنوان «دارا و ندار» شد. در واکنش  به این اتفاق مهران مدیری و تنی چند از همکاران وی در مجموعه های تلویزیونی  به صورت غیر رسمی اعلام کردند حاضر نیستند کارهایشان در کنار آثار شخصی  مثل «<a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D9%85%DA%A9%DB%8C">مسعود ده نمکی</a>» به نمایش در آید. بدین ترتیب علاوه بر کنار گذارده  شدن این هنرمندان توسط صدا و سیما، شرافت کاری و پرستیژ هنری این هنرمندان  اجازه نمیدهد با اشخاصی مثل «ده نمکی » رقابت کنند</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>شجریان</strong></span><br />
<a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/0.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-332" title="7" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/0.jpg?w=500" alt=""   /></a></h2>
<h3 style="text-align:right;">هنرمندان دیگری هم سابق بر این و به دلایل مشابهی <a href="http://www.youtube.com/watch?v=hmpNut4mfsE">به صورت رسمی از صدا و  سیما خواسته بودند که از این به بعد آثار آنان را پخش نکند</a>. محمد رضا  شجریان استاد آواز ایران و عبدالحسین مختاباد از اساتید موسیقی  بارها  اعلام کرده اند که صدا و سیمای ایران بدون اجازه انها و به دور از رعایت  مسائل اخلاقی از آثارشان استفاده میکند. محمدرضا شجریان در آخرین واکنش خود  در نامه ای به رئیس صدا و سیما این چنین نوشت: همانطور که اطلاع دارید صدا  وسیما مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود «ایران ای  سرای امید» میکند. اینجانب در سال 1374 نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود  از صدا و سیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تأکید میکنم آن  سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون  سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>مختا‌باد</strong></span></h2>
<h3 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/491401011324697150835180215174229967145.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-333" title="8" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/491401011324697150835180215174229967145.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
همچنین <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AF">«عبدالحسین مختاباد» </a>که به شدت از پخش آثارش در برنامه های نوروزی  امسال خشمگین بود در نامه ای سرگشاده اعلام کرد که آثار پخش شده از وی  مربوط به دو سال پیش است و درج واژه «زنده» در بالای تصویر یک دروغ رسانه  ای از جانب سازمان صدا و سیمای ایران است که از اعتبار و موقعیت این رسانه  بیش از پیش میکاهد.</h3>
<h3 style="text-align:right;">مختاباد در<a href="http://www.khabaronline.ir/news-51076.aspx"> این نامه </a>مینویسد: «صدا و سیما نشان داده است  که هیچگاه نتوانسته است رسانهای بیطرف و منصف، به خصوص برای اهالی موسیقی و  از جمله هنرمندان شاخص این شاخه باشد.» طبیعی است که تا زمانی که صدا و سیما  چنین سیاستهای مغرضانهای را در برابر هنرمندان ادامه دهد، اعتماد مردم و  اهل هنر به این رسانه سست‌تر از گذشته خواهد شد و به همین دلیل است که  رسانه‌ای که سالانه بیش از 500 میلیارد تومان بودجه را صرف میکند در رقابت  با رسانه‌هایی که یک بیستم وی هم بودجه ندارند، سرافکنده و شرمسار و  شکستخورده میدان را به حریفان واگذار میکند</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>ضرغامی<br />
</strong></span></h2>
<h3><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/zarghami.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-334" title="9" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/zarghami.jpg?w=500" alt=""   /></a></h3>
<h3 style="text-align:right;">و در نهایت «ضرغامی»؛ رئیس صدا و سیما در <a href="http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100871661177">واکنش به این برخوردها</a> گفت: «اعتماد  به گروههای جدید و ایجاد فرصتهای مناسب برای بروز خلاقیتها و کشف  استعدادهای پنهان در حوزه طنز در نوروز امسال به بار نشست و شاهد یکی از  موفقترین دورهها در این عرصه بودیم.» کودتای رسانه ای؛ حذف و تصفیه  هنرمندان و کارگردانان حرفه ای و جایگزین کردن اشخاصی که کارنامه سیاهی در  سالهای گذشته دارند بخشی از کارهائی بوده که ضرغامی مدیریت انجام انها را  به عهده داشته است.دراین میان بارزترین و مشخص ترین آنها تلاش برای تفویض جایگاه «مسعود ده نمکی» با «مهران مدیری» است.</h3>
<h3 style="text-align:right;">تصرف جایگاه مدیری و هنرمندان دیگری  که با تنوع دید و نو آوریهای بسیار ارتباط عمیقی با جامعه برقرار کرده اند  نیازمند گذر از خیل بینندگانی‌ست که همان اندک ساعاتشان را با تلویزیون  دولتی میگذراندند. اتخاذ چنین سیاستهائی بینندگان را هرچه بیشتر به سمت  کانالهای ماهواره ای و رسانه های خارجی میکشاند، موضوعی که رهبران اصلاح طلب  هم به آن اشاره دارند و بارها خواهان برپائی شبکه‌های ماهواره ای شده  اند. از دست رفتن پایگاه اجتماعی رسانه ملی علاوه بر از دست رفتن مشروعیت  رهبری و دولت کنونی معلول فاکتورهای دیگری هم هست. حضور گستاخانه سردسته  چماق به دستان فاجعه کوی دانشگاه و یکی از حامیان قتل های زنجیره ای در  تلویزیون پدیده ای نیست که مردم به راحتی از کنار آن گذر کنند؛ همچنین حضور  این افراد بی ربط به پیشبرد سیاست سرکوب و بازتولید فرهنگ بسیجی‌گری و  خشونت آموزی در صدا و سیما نیست. پیشینه «مسعود ده نمکی» گویای واقعیتی  تلخ است که دانستن گوشه هائی از آن خالی از لطف نیست</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>مسعود ده نمکی</strong></span></h2>
<h3 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/427321_orig.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-335" title="10" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/427321_orig.jpg?w=500" alt=""   /></a><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF_%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D9%86%D9%85%DA%A9%DB%8C"><br />
مسعود ده نمکی</a> از موسسان و رهبران سازمان شبه نظامی <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D8%B1_%D8%AD%D8%B2%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87">«انصار حزب الله» </a>ملقب به  لباس شخصیها یا گروه فشار و از عاملان <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%85%D9%84%D9%87_%D8%A8%D9%87_%DA%A9%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86_%28%DB%B1%DB%B8_%D8%AA%DB%8C%D8%B1_%DB%B1%DB%B3%DB%B7%DB%B8%29">وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ </a>(حمله به خوابگاه  دانشجویان) است. وی جزو معدود افرادی بود که علنا طی مصاحبه‌ای کشتن  روشنفکران در جریان قتل‌های زنجیرهای را مورد حمایت قرار داد. ده نمکی در  ارتباط با قتل های زنجیره ای روشنفکران و چهره های سیاسی در ایران گفته  بود:<span style="color:#800000;"><strong> «حذف معاندین جزو برنامهٔ نظام‌های مختلف دنیاست که از راههای گوناگون  صورت میگیرد. در مورد افرادی که نامشان در پروندهٔ قتل‌های زنجیره‌ای مطرح  است (متهمان) نیزـ به دور از گرایشهای سیاسی ـ باید گفت به وظایف قانونی  خود یعنی «حذف معاندین» عمل کرده‌اند. در یک سیستم، همان طور که عده‌ای مشغول  جمع‌آوری اطلاعات هستند، عدهٔ دیگری هم مامور حذف فیزیکی دشمنان میباشند و  معمولا از دستهٔ دوم که زحمات‌شان بیشتر از سایرین است، کمتر تقدیر و تشکر  میشود.»</strong></span></h3>
<h3 style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong> </strong></span>وی حتی ازعملکرد نیروهای اطلاعاتی این چنین انتقاد کرد:<span style="color:#800000;"> «<strong>مسئولین چهره ها و  فعالین بی خطر را حذف کرده اند که این هم به حساب اشتباهات هر سازمانی  گذاشته میشود. به تعبیر مقام معظم رهبری، مقتولان پرونده، از دشمنان بی‌خطر  نظام نبودند. نکتهٔ مهم این است که عاملان قتلها، در سیستم حذف معاندین،  اولویت‌ها را در نظر نگرفتند وگرنه رهبر معظم انقلاب، به جای «دشمن بیخطر»  تعبیر بهتری را به کار میبرند، چرا که حذف دشمن بی‌خطر، فایده‌ای نداشت و فقط  حربه‌ای شد در دست عده‌ای که میخواستند به هدفشان برسند&#8230; دشمن را &#8211; چه با  خطر و چه بی‌خطر &#8211; میتوان کشت، اما این امر، زمان و برنامه لازم دارد و  نباید خودسرانه عمل کرد. اتفاقا در صحنه جنگ، خطر دشمن در حال پدافند از  دشمن در حال حمله کمتر است&#8230; حال اگر وزارت اطلاعات، به  اشتباه چند نفر دشمن بی‌خطر را حذف کرده، دیکتهٔ نانوشته که غلط ندارد، این  همه جوان در کارخانه‌های مهمات سازی، به خاطر بروز اشتباهی، به شهادت  رسیدند، حالا چهار نفر دشمن بی‌خطر هم به خاطر تحلیل درست و یا مدیریت صحیح  وزارت اطلاعات، حذف شدند. همهٔ اینها دلیل نمیشود که نیروهای اطلاعات را بی‌انگیزه کنیم.</strong></span></h3>
<h3 style="text-align:right;">
<a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/o5s3lw.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-336" title="11" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/o5s3lw.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
مسعود ده نمکی علاوه بر این سردبیری هفته نامه های شلمچه، جبهه و صبح را بر  عهده داشته است که عموما کانون نوشته های نیروهای مسلح بسیج و سپاه بود. وی  پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد دو فیلم مستند و فیلم هائی همچون « <a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7">اخراجی  ها</a> 1و2 » را ساخت .<a href="http://www.youtube.com/watch?v=UaLhm_0nWSA">ده نمکی در اخراجیها</a> با استفاده از<a href="http://www.youtube.com/watch?v=PdDwuVHz8ho"> شوخی ها و گفتارها</a>ی غیر  اخلاقی و همچنین حمایتهای بی سابقه صدا و سیما و سایر رسانه ها توانست  رکورد بالائی در فروش کسب کند، اما از جانب منتقدان به عنوان بدترین  کارگردان شناخته شد و علیرغم فشارهای وارده به هیئت داوران این فیلم هیچ  جایزه ای را در جشنواره فیلم دریافت نکرد.</h3>
<h3 style="text-align:right;">صدا و سیما در حمایت از این فیلم  و برای فروش بالاتر از دست اندرکاران و بازیگران این سریال در ساعات اولیه  جشن نوروزی سال 88 دعوت کرد که نمونه آشکار تبعیض و حمایت رسانه ای از  شخصی بود که بیش تر از کارگردانی ترور و سرکوب و خشونت را ترویج داده  بود. حمایت های بی سابقه نهادهای حکومتی از این فیلم و «ده نمکی» به جائی  رسید که وزارت آموزش و پرورش در بخش نامه ای مدارس را موظف کرد که به صورت  رایگان دانش آموزان را به دیدن این فیلم ببرند. وزارت آموزش و پرورش که در  سالهای گذشته بیشتر به پایگاههای تولید بسیج شبیه شده اند تا کلاسهای آموزش  درس در همکاری بی سابقه ای دانش آموزان را به دیدن این فیلم بردند تا  کودکان را در معرض فرهنگی پرورش دهند که خشونت، ترور، جنگ، دشمن ترسی و بندگی  در مقابل رهبر را ترویج و آموزش میدهد</h3>
<h2 style="text-align:right;"><span style="color:#808000;"><strong>دارا و ندار</strong></span></h2>
<h2 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/48477_782.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-337" title="12" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/48477_782.jpg?w=500" alt=""   /></a></h2>
<h3 style="text-align:right;"><a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7_%D9%88_%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1">دارا و ندار </a>آخرین کاری بود که از «ده نمکی» در تلویزیون پخش شد. در این  مجموعه هم مانند دو فیلم سینمائی ده‌نمکی گروه  زیادی از بازیگران حرفه‌ای و  شناخته شده تلویزیون حضور دارند که قرار است حضور آنها جای خالی فیلم‌نامه ای  منسجم و طنزی عمیق و با محتوا را پر کند. فتحعلی اویسی، علیرضا خمسه، شهره  لرستانی، بهنوش بختیاری و&#8230; از جمله بازیگران پر تعداد این مجموعه هستند  که نه تنها نتوانستند پوشش نسبی به کاستی‌های این مجموعه بدهند بلکه وجهه  خود را نیز با حضور در این مجموعه و همکاری با «ده نمکی» زیر سوال بردند</h3>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/322/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/322/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=322&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/04/13/%da%a9%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%a7-%d9%88-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%85%d9%84%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/firozabad231.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">1</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/500465_orig1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">500465_orig</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/1_8412220576_l600.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/jeld.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">4</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/agarjayemanboodin_30nema_6_543.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">5</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/tofighe_ejbari_03_215893.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">6</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/0.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">7</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/491401011324697150835180215174229967145.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">8</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/zarghami.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">9</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/427321_orig.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">10</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/o5s3lw.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">11</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/04/48477_782.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">12</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>همبستگی بین المللی کارگران علیه نژاد پرستی و بی حقوقی کارگران؛پس از 8 ماه اعتصاب</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/03/25/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/03/25/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 25 Mar 2010 02:45:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[کارگران]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=282</guid>
		<description><![CDATA[بیش از 8 ماه است که کارگران معدن و فلز کار &#8220;سادبری&#8221; در اعتصاب سراسری به سر میبرند.علت اعتصاب از این قرار است که کارگران معدن نیکل سادبری هر سال از مازاد سود و فروش معادن مبلغی را دریافت میکنند که این مبلغ در چند سال اخیر به بهانه بحران جهانی اقتصادی موقتا قطع شد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=282&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/dscn2532e.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-283" title="Sudbury Solidarity Trip" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/dscn2532e.jpg?w=500" alt=""   /></a></p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#993300;"><strong>بیش</strong></span> از 8 ماه است که <a href="http://www.fairdealnow.ca/">کارگران معدن و فلز کار &#8220;سادبری&#8221; </a>در اعتصاب سراسری به  سر میبرند.علت اعتصاب از این قرار است که کارگران معدن نیکل سادبری هر سال  از مازاد سود و فروش معادن مبلغی را دریافت میکنند که این مبلغ در چند سال  اخیر به بهانه بحران جهانی اقتصادی موقتا قطع شد و به کارگران وعده داده شد  که این مبلغ پس از رفع بحران و در شرایط تسلط اقتصادی به کارگران پرداخت  خواهد شد.اما از سال گذشته مشخص شد که <a href="http://www.vale.com/vale/cgi/cgilua.exe/sys/start.htm?tpl=home">کمپانی&#8221;واله ی&#8221;</a> که یکی از کمپانیهای  عظیم استخراج معادین میباشد قصد دارد سهم کارگران از مازاد فروش را برای همیشه قطع  و به بهانه بحران اقتصادی یکی از حقوق پایه ای کارگران و مردم سادبری را نه تنها نا دیده  بگیرد بلکه با قطع برخی مزایا و پرداختیهای دیگر و همچنین اخراج بی دلیل و فله ای هجمه ای عظیم به زندگی و  وضعیت اقتصادی هزاران کارگر این منطقه وارد کند.این در حالیست که<a href="http://www.vale.com/vale/cgi/cgilua.exe/sys/start.htm?tpl=home"> کمپانی  &#8220;واله ی&#8221;</a>تا اسفند ماه سال گذشته بیش از 22 بیلیون دلار سرمایه نقد(غیر از املاک و ماشین آلات و &#8230;) در اختیار  داشته که در دو سال گذشته و با قطع مزایا و حق مازاد کارگران دو برابر  سالهای گذشته درآمد و سود کسب کرده است</p>
<p style="text-align:right;">کمپانی طبق قرار دادهای تضمین  سرمایه گذاری (که اساسا بر مبنای منافع سرمایه گذاران و کارفرما تنظیم شده  است) اختیار دارد مزایای کارگران را در شرایط بحرانی و برای مدت زمان  کوتاهی تا برگشت به چرخه معمولی قطع کند اما رفتار کمپانی &#8220;واله ی&#8221; در چند  سال گذشته و با بهانه بحران جهانی اقتصادی خلاف همین قرار نیم بندی است که  باز هم دست سرمایه داری را برای استثمار کارگران باز گذاشته است.<a href="http://www.vale.com/vale/cgi/cgilua.exe/sys/start.htm?tpl=home">کمپانی &#8220;واله  ی&#8221; </a>دومین کمپانی عظیم در کانادا و جهان در زمینه استخراج معادن است ،این  کمپانی خصوصی برزیلی اساس کارش را بر گرده کارگران ارزان و بیکار  فراوان در برزیل بنا نهاده است و با استفاده از ارتش بیکاران و طبقه ضعیف  اقتصادی برزیل توانسته است در بسیاری از کشورهای دنیا به عنوان یکی از  ابرقدرتهای اقتصادی علیه کارگران  قانونهای خودسرانه وضع کند .این کمپانی  درقوانین خودش کارگران را اخراج نمیکند بلکه زندگی کارگران  را &#8220;نابود&#8221; میکند به شکلی که کارگر اخراجی هیچگاه به کار بر نخواهد گشت و هر  کارگری میتواند بدون دلیل از کار اخراج شود بدون اینکه دلیلی به او گفته  شود یا اینکه حقی قانونی برای وی در نظر گرفته شود.کارگران حق نمایندگی  توسط اتحادیه ها و نهادهای کارگری در محل کارشان را ندارند؛کارگران حق  شکایت و جمع آوری امضا و حمایت برای حقوق خودشان را ندارند؛حتی حق ندارند  نماینده ای از بین کارگران برای دفاع از مطالباتشان داشته باشند؛اکثریت  عظیم کارگران این کمپانی قراردادی هستند و هیچگاه به صورت دائمی به کار  گرفته نمیشوند.کارگران از بیمه کامل درمانی و حتی بیمه محل کار برخوردار  نیستند و در بدترین شرایط بهداشتی و امنیتی در قعر معدنها مشغول به کار  هستند و تقریبا هیچ تعهدی برای بیکاری،مرگ،سلامتی و پرداخت حقوق پایه ای کارگران  وجود ندارد</p>
<p style="text-align:right;">ابر <a href="http://www.vale.com/vale/cgi/cgilua.exe/sys/start.htm?tpl=home">کمپانی خصوصی &#8220;واله ی&#8221; </a>در مورد بحران اقتصادی  میگوید : این یک دایره بحرانیست که همه جوانب را در بر گرفته است اما بهبود  وضعیت کارگران بخش معدن و فلز به مراتب سریعتر اتفاق خواهد افتاد و نشانه  ها امید بخش است؛ وعده هائی که با عمل غیر انسانی و استثمار آشکار این  کمپانی کاملا در تضاد است</p>
<p>اما حماسه <a href="http://www.fairdealnow.ca/">کارگران معدن &#8220;ساد بری&#8221; </a>نوار  رفتارهای خود سرانه برای حاکمیت برده داری محض در معدنها را جائی قطع کرد  تا در همبستگی عظیمی یکی از بزرگترین و قوی ترین مبارزات کارگری در آمریکای شمالی را رقم  بزند.این اتفاق زمانی رخ داد که تقریبا 8 ماه قبل کارگران در بیانه ای رو به جامعه و خانواده هایشان  چنین اعلام کردند:</p>
<blockquote>
<p style="text-align:justify;"><span style="color:#800000;"><strong>کارگران کمپانی &#8220;واله ی&#8221; همه چیز را تمام شده  میدانند و اعتصاب سراسری کارگران را اعلام میکنند</strong></span><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455309817_0d874834ef_m1.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-287" title="4455309817_0d874834ef_m" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455309817_0d874834ef_m1.jpg?w=500" alt=""   /></a></p>
<p style="text-align:justify;">ما میدانیم که این  اعتصاب به چه اندازه برای جامعه کارگری و خانواده هایشان سخت خواهد بود،به  همین اندازه میدانیم با پذیرش قوانین و خواسته های کمپانی در دراز مدت،  وضعیت برای کارگران و اعضای ما به چه اندازه  دشوار و نابرابر خواهد شد.وضعیت  کنونی بسیار متفاوت با جدلهای پیشین با کمپانیهاست.کارفرمای جدید که یک شرکت  عظیم خصوصی برزیلی است قصد دارد به بهانه بحران اقتصادی ،مزایا و حقوق پایه  ای ما را از ثروتها و منابع مدنی قطع کند،پدیده ای که تا به حال خون در رگ  همین شهر کوچک کارگری ما بوده است و تا حدودی امکان ایجاد زندگی متوسطی  برای ما فراهم آورده است و این در حالیست که کمپانی دو برابر سالهای پیش در  آمد داشته است همانطور که کمپانیهای قبلی سود برده بودند.ما میدانیم که  وضعیت اقتصادی مناسب نیست و این را در پروسه گفت و گو برای پیش برد اوضاع  پیش خواهیم برد،هرچند که کمپانی &#8220;واله ی&#8221; چنین قصدی ندارد و با اینکه بیش  از 22 بیلیون سرمایه نقد(غیر از ماشین آلات و غیره)در اختیار دارد برای  حقوق کارگران هیچگونه احترامی قائل نیست.<br />
تمرکز کمپانی روی حذف مازاد  درآمدها است و قصد دارد از پرداخت حتی &#8220;یک سنت&#8221; هم به خانواده کارگران  خودداری کند</p>
<p style="text-align:justify;">ما پایبند به قرارمان بر اساس پیمان بین اتحادیه و  کمپانی بوده ایم که چنانچه وضعیت اقتصادی بحرانی شد ،برای کمک به ادامه کاری  کمپانی این هزینه ها را تا اطلاع ثانوی دریافت نکنیم اما واقعیتها خلاف این  قرار را ثابت میکند و کمپانی یکطرفه به سمت لغو این پیمان رفته است.سیر  صعودی 120% درآمدهای این کمپانی نشان از این دارد که بحران اقتصادی تنها یک دروغ بزرگ  برای قطع منافع کارکران است.سوال این نیست که کمپانی &#8220;واله ی&#8221; میتواند از  این بحران نجات پیدا کند یا خیر چرا که در آمدهای آنها پاسخ این سوال را  داده است.سوال اصلی این است که پس ازاین بحران سرنوشت خانواده ها و کارگران  متوسط جامعه چه خواهد شد؟<br />
ما اعتقاد داریم هر کسی که در جامعه کار و  یا زندگی میکند حق دارد از سلامت نسبی برخوردار باشد و از حقوق پایه ایش  بهره مند گردد</p>
<p style="text-align:justify;">به همبستگی شما نیاز مندیم<br />
اتحادیه کارگران فلز  کانادا-مناطق 6500-6200-6480</p>
<p style="text-align:justify;">
</blockquote>
<p>حمایت بی نظیر کارگران،خانواده ها و  ساکنین شهر &#8220;سادبری&#8221; از کارگران معدن فارغ از رنگ و اعتقاد و ملیت کارگران  موجب شده است که چنین کمپانی عظیمی در مقابل خواسته های کارگران زانو بزند و  برای ادامه کار تهدید کند که قصد دارد 1500 کارگر از شهرهای دیگر برای  شکستن اعتصاب وارد شهر کوچک سادبری کند.همچنین در نامه ای بر روی یکی از وبسایتهای  کمپانی ؛رهبری اتحادیه کارگران را به اطلاع رسانی غلط ، نژاد پرستی ، بی  صبری ، تعصب و بیگانه ترسی متهم کردند.این نامه کمپانی در ادامه سیاستهای خود  سرانه و ضد کارگری در کشورهائی مثل برزیل ،اندونزی،استرالیا و .. و با قصد  ایجاد تفرقه بین کارگران برای جلوگیری از انتشار اعتصاب به معادن و  کارگاههای دیگر نوشته شده بود که با عکس العمل شدید کارگران این کمپانی در سراسر دنیا رو به رو شد.</p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://www.fairdealnow.ca/"><br />
کارگران  سادبری</a> با حمایت همه جانبه از اتحادیه خود به همه کارگران،فعالین  کارگری،اتحادیه ها و کارگران دیگر این کمپانی در سراسر دنیا پیام دادند که  با سفر به این شهر کوچک کارگری در راهپیمائی اعتراضی  کارگران علیه  کمپانی &#8220;واله ی&#8221; و سیاستهای ضد کارگری این کمپانی شرکت کنند. این کارگران از  همه امکانات خود به صورت شخصی و جمعی برای دعوت کارگران و کسانی که دغدغه  مسائل کارگری دارنددعوت کردند تا برای همراهی و همبستگی با 8 ماه اعتراض و  اعتصاب جانانه شان به آنها بپیوندند.ما هم به همراه تعدادی از فعالین  کارگری ایران در سفر همبستگی با کارگران به &#8220;سادبری&#8221; رفتیم و در  فضائی سراسر صمیمی و غرور آفرین با کارگران این شهر همصدا شدیم.اشک  در چشمهایمان حلقه زد وقتی دستان زحمت کش کارگران را میفشردیم و وقتی بی  دریغ و خالصانه یکدیگر را در آغوش میکشیدیم.شهر سراسر در اختیار و تحت  تاثیر حرکت عظیم کارگران قرار داشت.از کودک و پیر و جوان،از زنان کار خانگی  تا مغازه داران ؛از کارمندها تا دانش آموزان همه و همه به خیابانها ریختند  و هر کسی به شکلی در برپائی این روز کوشیدند.به رسم همبستگی کارگری  لباسهای کارگران معدن سادبری را پوشیدیم و هریک پرچمدار اعتراض متحد این  کارگران شدیم.مسیر راهپیمائی را از سالن عمومی کارگران شروع کردیم و با  شعارهائی همچون &#8220;اتحادیه،قدرت قدرت&#8221; و &#8220;یک روز بیشتر،یک روز قویتر&#8221; به سمت  بزرگراه 401 (خیابان مرکزی شهر)به راه افتادیم .در طول مسیر کارگران با  تمام وجود فریاد میزدند و فارغ از هر تعصب و تفرقه ای پرچمها؛پلاکاردها و  بنرها را حمل میکردند.مسیر نهائی راهپیمائی به سالن اجتماعات شهر ختم  میشد.جمعیت خروشان در سالن اجتماعات شهر با فریادها و شعارهای بی نظیر خود  رنگ و بوئی غرور آفرین و به غایت انسان محور را به نمایش گذاشت.</p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/fHh4jmzTZUc?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:right;">این  تجمع که به درخواست اتحادیه و با حمایت مطلق کارگران برگزار میشد درواقع  علیه سیاستها ،ادعاها و افتراهائی بود که کمپانی با نام نژاد پرستی،بیگانه  ترسی و &#8230;به اتحادیه و کارگران زده بود.کمپانی سعی کرده بود با تبلیغات  وسیع نشان دهد که کارگران از حضور کمپانی برزیلی در کانادا شکایت دارند و  چنانچه کمپانی کانادائی زمام امور را در دست بگیرد با شرایط مشابه حاضر به  ادامه کار هستند.این تفرقه افکنی که ریشه در ماهیت تاریخی سرمایه داری برای  شکستن اتحاد و همبستگی کارگران داردبا حضور 52 نهاد کارگری از 23 کشور  دنیا و حضور بیش از 5 هزار نفر درراهپیمائی جوابی دندان شکن گرفت تا برگ  زرینی باشد در همبستگی طبقاتی فرا مرزی کارگران علیه برده داری مدرن .</p>
<p style="text-align:right;">در  میان سخنرانیهای کارگرانی که از برزیل،اندونزی،استرالیا،چین و&#8230;به سادبری  آمده بودندمتوجه شدم که یکی از معادن برزیل در همبستگی با کارگران در  کانادا به اعتصاب کشیده شده است و همچنین اعتراضات وسیع و مشابهی در حمایت  از کارگران معدن سادبری و همچنین برای کسب حقوق پایه ای در کشورهای دیگر  علیه این کمپانی در جریان است.در این بین پیامهای همبستگی خودمان با  کارگران را میان جمعیت پخش کردیم و با بسیاری از کارگران گپ زدیم ،همچنین  کمکهای مالی که برای حمایت از این کارگران از طرف فعالین کارگری در تورنتو  جمع شده بود را به نماینده مالی کارگران دادیم.روی صحنه پیامها یکی پس از  دیگری از جانب نمایندگان کارگری کشورهای مختلف خوانده شد؛حتی نماینده بومی  های کانادا(سرخپوستها) که در چند ماه گذشته در اعتراض به سیاستهای تبعیض  آمیز دولت کانادا مبارزات خیابانی وسیعی علیه کمپانیهای برگزار کننده  المپیک زمستانی به راه انداخته بودند در میان کارگران حاظر شد و با شور و  حرارتی بی نظیر علیه نژاد پرستی سخنرانی کرد و اعلام کرد که همه ما خواهر و  برادر هستیم، همه ما کارگر و برابر هستیم؛این کمپانیست که برای منافع خودش  قصد دارد بین ما اختلاف بیاندازد و ما باید با اتحاد و یکدستگی این سیاست  ضد انسانی را عقب برانیم.حتی نمیانده کارگران برزیل در جمع کارگران بیانیه  حمایتی خود را در حمیات از کارگران و علیه تفرقه افکنی و ترویج نژاد پرستی  کمپانیها اعلام کرد،صحنه هائی که در عین ساده گوئی و فارغ از دغل بازیهای  گفتاری نشان از بیداری وجدان ناخودآگاه کارگران برای همزیستی برابر و آزاد  داشت .</p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455265021_e1091fb38f_m1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-290" title="4455265021_e1091fb38f_m" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455265021_e1091fb38f_m1.jpg?w=500" alt=""   /></a><br />
در پایان سخنرانیها &#8220;لیو جرارد&#8221; رهبر اتحادیه کارگران سادبری در  حالی که با همه نمایندگان کارگری از کشورهای مختلف دستانشان را زنجیر و  بالا برده بودند گفت: همه اینها خواهران و برادران ما هستند.ما جنبشی جهانی  هستیم؛اتحادیه ای بدون مرز و مبتنی بر منافع طبقاتی کارگران.ما اختلافی بین خودمان  نداریم،ما خواهران و برادرانمان را بدون نژاد و رنگ و زبان برابر و آزاد  میدانیم و این مدیریت کمپانیها و سرمایه داری جهانیست که با ما تفاوت  دارد،کسانی که سعی دارند این اختلافات را ایجاد و بین کارگران تفرقه  بیاندازند.<br />
جرارد با پوچ و بی پایه خواندن این ادعاها و با اقتدار فریاد  زد: &#8220;تیتو&#8221;(مدیریت کمپانی) فردا به سادبری بیا،کارگران آماده مذاکره جدال  با تو هستند.فردا به سادبری بیا و با کارگران بجنگ و یا دهان گشادت را  ببند.</p>
<p style="text-align:right;">در میان این سخنرانیها،کارگرانی که در قالب گروه موسیقی فعالیت میکردند به اجرای برنامه پرداختند که در میان آنها فری استیل &#8220;رپ&#8221; یکی از کارگران معدن فوق العاده دیدنی و شنیدنی بود؛موزیکی که  زبان گویای کارگران علیه وضعیت موجود بود</p>
<blockquote>
<h1 style="text-align:center;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/5576_102452216432495_100000031521538_74226_6809353_n1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-299" title="5576_102452216432495_100000031521538_74226_6809353_n" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/5576_102452216432495_100000031521538_74226_6809353_n1.jpg?w=500" alt=""   /></a><span style="color:#993300;"> </span></h1>
<h3 style="text-align:right;"><em>و البته مائی که تازه از ایران آمده بودیم مدام اطراف را میپائیدیم که مبادا پلیس و ماموران لباس شخصی؛نیروهای سرکوب کارخانه و حراستی های سایتهای صنعتی بریزند و ببرند و بکشند و&#8230;پدیده ای که نه در غرب اتفاق نیفتد بلکه در ایران در ابعاد بی شرمانه و وسیع تری رخ میدهد.</em></h3>
</blockquote>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457266347_fcac9ae595.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-284" title="4457266347_fcac9ae595" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457266347_fcac9ae595.jpg?w=500" alt=""   /></a><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457268207_06bc15b580.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-285" title="4457268207_06bc15b580" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457268207_06bc15b580.jpg?w=500&#038;h=333" alt="" width="500" height="333" /></a></p>
<p style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457268207_06bc15b580.jpg"></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/282/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/282/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=282&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/03/25/%d9%87%d9%85%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%84%d9%84%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/dscn2532e.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">Sudbury Solidarity Trip</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455309817_0d874834ef_m1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">4455309817_0d874834ef_m</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4455265021_e1091fb38f_m1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">4455265021_e1091fb38f_m</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/5576_102452216432495_100000031521538_74226_6809353_n1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">5576_102452216432495_100000031521538_74226_6809353_n</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457266347_fcac9ae595.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">4457266347_fcac9ae595</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/4457268207_06bc15b580.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">4457268207_06bc15b580</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>زنگها و زنها &#8230;هشتاد و هشت سال پس ازبرگزاری اولین 8 مارس درایران</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/03/16/%d8%b2%d9%86%da%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%87/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/03/16/%d8%b2%d9%86%da%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 16 Mar 2010 07:06:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=263</guid>
		<description><![CDATA[ھەشتی مارس لە ھەموو ژنانی جیھان، لە دایكە دڵ بە خوێنەكانی وڵاتەكەم، لە ھەموو ئەو ژنانەی ھەموو ڕوژێ جارێك قوربانیەك دەدەن و ھیچ ویژدانێكی وشیار و ناوشیار لەو جیھانە بێ دەر و پەیكەرە نیە كە دەنگ ھەڵبڕێ و ھاوار بكا بۆیان، لە ھەموو ئەوانەی بە وشیارە بە دوای ئازادی دەگەڕێن و ئەوانەی وا نەك بە [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=263&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:center;">
<blockquote>
<h3 style="text-align:justify;"><span style="color:#800000;">ھەشتی مارس لە ھەموو ژنانی جیھان، لە دایكە دڵ بە  خوێنەكانی وڵاتەكەم،  لە ھەموو ئەو ژنانەی ھەموو ڕوژێ جارێك قوربانیەك دەدەن  و ھیچ ویژدانێكی  وشیار و ناوشیار لەو جیھانە بێ دەر و پەیكەرە نیە كە دەنگ  ھەڵبڕێ و ھاوار  بكا بۆیان، لە ھەموو ئەوانەی بە وشیارە بە دوای ئازادی  دەگەڕێن و ئەوانەی  وا نەك بە وشیاری بەڵام تاسەباری ئازادین پیرۆز  بێ. بەو ھیوایەی كە ڕۆژێك  دا بێت لە ھیچ شوێنێكی جیھان ھیچ ژنێك لە ھیچ  ئاگرێك دا نەسووتێ</span></h3>
</blockquote>
<p style="text-align:right;">دستت که روی ضامن ساعت به نشانه امر به خاموشی بچرخد کمی حس میکنی رهائی  یعنی چه&#8230; اما زهر مار میشود وقتی ساعت بعدی زنگ میخورد،صدای این یکی  انگار از توی کمد میآید، چند ثانیه بعد &#8220;لپ تاپ&#8221; و &#8220;تلویزیون&#8221; و انواع و  اقسام زنگها که به طرز عجیبی توی هر وسیله ای کار گذاشته شده اند خانه را  روی سرشان میگذارند و تازه یادت میافتد که دیشب داشتی حساب کتاب میکردی که  فردا &#8220;چه باید کرد؟&#8221; و تقریبا نصف خانه را با زنگ ها مین گذاری کردی به  شکلی که &#8220;فتح آخرین سنگر مهمان لحظه شکست توست&#8221;  همانجائی که کلک آخرین زنگ  را بکنی کلک خودت هم کنده شده &#8230;حالا دیگر بیداری.اینجا زمانیست که  تقریبا در هر دو حالت محکوم به شکستی چون قبل ازاینکه به نشعگی صبح فردا  فکر کرده باشی در هوشیاری شب گذشته فردا را رقم زده ای.خیلی زود است که  بخواهم وارد بخش جدی نوشته شوم چون دقیقا دارم احساس میکنم در یک صبح روشن  مشغول تنظیم زنگها برای شب هستم امری که با آن &#8220;قصد دارم کلک شب را با همین  زنگها بکنم&#8221; امری دقیقا نه برخلاف روند کنونی بلکه در مسیر تصرف لحظه ها  به عنوان سلولهای منجمد تخدر بشری . &#8220;زنگها&#8221; باید برای بازگرداندن اختیار  به صدا در بیایند ،صدائی که آوای وضعیت &#8220;آلترناتیو&#8221; است و موقعیتی خواستنی  که جایگزین وضعیت اسف بار ، خسته کننده و گندیده &#8220;روزمرگیها&#8221;ی کنونیست را  نوید میدهد.<a href="http://www.youtube.com/watch?v=-b7qaSxuZUg">شاید به من بگوئید که خیالاتی هستم اما من تنها نیستم&#8230;ه</a></p>
<p style="text-align:right;">من به هیچ عنوان قصد ندارم سر &#8220;زنگها&#8221;با کسی چانه بزنم همه تلاش من  &#8220;برچیدن&#8221; زنگها و خلق موقعیتیست که حاصل تلاقی &#8220;رهائی&#8221; و &#8220;اختیار&#8221; انسان  است.حتی زنگی وجود نداشته باشد تا هر سال سر موعد مشخصی یاد آوری کند&#8221;رهائی  زنان ممکن است&#8221; و برود تاااااااا سال دیگر حوالی همین صبحی که باید زنگها  را برای نوشتن همین چند خط خفه کنیم.حکایت این روزها اما متفاوت  است&#8230;انگار زنان کاری کرده اند و در فرصتی خزنده و خاموش زنگها را برچیده  اند&#8230;انگار چیزی و یا واسطه ای خلق کرده اند که کمتر کسی آن را دیده  است.به راستی زنگها گوئی برچیده شده اند و حفره میان مردانه زن شدن به چیزی  شبیه زنانه انسان شدن پیوند خورده است.گوئی چادرها در خیابان به آتش کشده  شده اند تا غبار اشک آورهای فاشیسم مردانه را کنار بزند و خدایگان تندخوی  خانگی و آبا و اجدادی را نفی کند.چیزی حدود خود کنشی سیاسی در اکنون ،که  فراتر از هویت خود از مرد شدن هم فراتر میرود و به معنای مستقیم کلمه با  امر رهائی یکی میشود</p>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#993300;"><strong>رهائی طبقاتی</strong></span></h2>
<p><span style="color:#993300;"><strong><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/s100p41.gif"><img class="aligncenter size-full wp-image-269" title="s100p4" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/s100p41.gif?w=500" alt=""   /></a><br />
</strong></span></p>
<p style="text-align:right;">سخن گفتن از امر &#8220;رهائی&#8221;و یا حتی &#8220;امکان رهائی&#8221; بدون در نظر گرفتن زنان و  عطف به ویژگیهای آنها امکان پذیر نیست،حتی با تاکید بر مقوله &#8220;برابری زن و  مرد&#8221;هم اتفاق چندان خاصی نمیافتد همانطور که با دلسوزی ،حرافی و  کلاهبرداری سیاسی نمیشود تغییری در زندگی کارگران به وجود آورد.قبل از هر  چیزی باید واقف بود که نه تفاوتهای زیست شناختی میتواند مبنای تحلیلی واقعی  و رهائی بخش باشد باشد و نه نگرشهای فمینیستی میتواند موقعیت زنان را زیر و  رو کند بدون اینکه مطلوبیت بازتولید آن را در جامعه امروز هدف قرار  دهد.برابری &#8220;حقوقی&#8221; زن و مرد چیزی خارج از دایره مبارزه برای  برابری&#8221;انسانها&#8221; نیست اما کافیست نگاهی گذرا داشته باشیم به پیشرفته ترین  جوامع انسانی تا متوجه شویم که برابری حقوقی زنان با مردان در رویائی ترین  حالت میتواند زنان را در موقعیتهای اجتماعی برابر قرار دهد.</p>
<p style="text-align:right;">وضعیت زنان در  آمریکا،اغلب کشورهای اروپائی و مدعی برابری حقوقی زنان و مردان نشان میدهد  که نه تنها مسئله زنان حل نشده است بلکه هر روز و در ابعاد و اشکال گسترده  تری تولید میشود.در این که برابری حقوقی و امکان حضور و بهره مندی شهروندی  زنان در غرب موجبات پیشرویهائی بوده شکی نیست اما آنچه در این سیستم تعیین  کننده است نه &#8220;برابری حقوقی&#8221; بلکه &#8221; توانائی اقتصادی&#8221; در برابر بودن است.در  مجموع همه در مقابل قانون برابرند اما کسانی که وسعشان میرسد &#8220;برابرترند&#8221;  .تشبیه جالبی در مطلبی خواندم که اعتقاد داشت وضعیت زنان در کشوری مثل  ایران و غرب به مانند نژاد پرستی در فاشیسم هیتلری و رژیم آپارتاید نژادی  در آفریقای جنوبی است.بی گمان در  آفریقای جنوبی &#8220;رنگین پوستان&#8221; را در کوره آدم سوزی نمی سوزاندند. اما  همانطور که  نژاد پرستی <span style="text-decoration:underline;">داده</span> هر دو جامعه بود، در ایران و آمریکا هم ستم بر زن  داده هر  دو جامعه  است. گیرم که در شدت و سبعیت متفاوت باشند. موقعیت فرودست زن در جامعه  امروز، جان  سختی و  بازتولید آن ریشه در مکانیسم تولید و باز تولید ثروت در نظم موجود  دارد.</p>
<p style="text-align:right;">کار خانگی زنان یکی از مهمترین ارکان شناخت ستم بر  زنان است.کارگر نیروی کارش را میفروشد ،در حالی که زن متاهل نیروی کارش را  به رایگان واگذار میکند؛حق انحصاری و نپرداختن مزد باهم ارتباط نزدیکی  دارند.عرصه کار رایگان در چهارچوب رابطه ای شخصی و عام به نام &#8220;ازدواج&#8221; در  اصل نوعی رابطه بردگی است.مرد سالاری پدیده ای همزاد سرمایه داری نیست  چراکه پیش از این و در نظامهای انسانی گذشته هم وجود داشته اما چه میشود که  همچنان به حیات خود در ابعاد و اشکال دیگری ادامه میدهد ؟ در پاسخ به این  سوال و توجیه بازتولید این پدیده به گرایش ذاتی سرمایه یعنی &#8220;گرایش به  انباشت حداکثر ارزش اضافه&#8221; بر میخوریم ؛اینجاست که موقعیت  فرودست &#8220;زن خانه دار&#8221; هزینه  باز تولید نیروی کار برای سرمایه دار را به شدت کاهش و سود سرمایه را  افزایش میدهد و اینگونه است که موقعیت طلائی &#8220;زنان خانه دار&#8221; برای سیستم  حاکم تقدس میابد و در پیوندی نزدیک با مرد سالاری بنیانهای خانواده را در  اشکال مذهبی و فرهنگی بازتولید و تکثیر میکند .در این بین فرهنگ حاکم نیاز  دارد با فاصله ای معین مردان را همیشه &#8220;برابر تر،قوی تر،مسلط تر و..&#8221; جلوه  دهد؛موضوعی که در پدیده ناموس پرستی تا جائی پیش میرود که &#8220;<a href="http://www.youtube.com/watch?v=I9pJd5huYg0">دعا خلیل اسود</a>&#8221;  را به وحشیانه ترین شکل ممکن سلاخی میکند.</p>
<p style="text-align:right;">خصلت مرد سالاری در کنار  برخی نابرابری های آشکار حقوقی همچون حق رانندگی،تحصیل، انتخاب پوشش و&#8230;در  کشورهائی مثل ایران افغانستان،عراق و&#8230;به حدی عرصه را بر زنان تنگ و تار  میکند که امکان فکر کردن به زیربنای این ستم آشکار را امری فرعی و حاشیه ای  جلوه میدهد و اینجاست که باید آگاه بود که برای امر &#8220;آزادی&#8221; به مانند همه  زمینه ها باید از هر رفرم آنی و تغییر فوری در جهت کمی بهتر شدن اوضاع برای  هدف غائی که دست بردن به ریشه ها و کور کردن منشا بازتولید فرهنگ &#8220;ضد  بشری&#8221; است استقبال کرد. حتی اگر قرار باشد زنان هم بتوانند در حوزه های  مردانه و خارج از خانه کار کنند موقعیت فرودست &#8220;زنانه&#8221; که ریشه در فرهنگ  حاکم دارد تضمین میکند که حتی وقتی زن در صف کارگر شاغل قرار میگیرد از  موقعیت فرودست تری نسبت به مرد کارگر قرار داشته باشد و تبعیض جنسی هم ردیف  تبعیض نژادی،قومی،مذهبی و &#8230;ابزار پائین نگه داشتن &#8220;هزینه&#8221; و بالا بردن &#8221;  سود&#8221; باشد.</p>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#993300;"><strong>وحکایت این روزها</strong></span></h2>
<p style="text-align:right;">برای تحلیل وضعیت سیاسی-اجتماعی زنان در  ماههای اخیر باید همچون پدیده های دیگر در قلب رخداد سیاسیِ عظیم ماههای  گذشته جای گرفت و بدان تن سپرد و همزمان، از آن  فاصله گرفت و به آن به‌منزله تاریخ نگریست.باید اکنون را به منزله لحظه ای  تاریخی رصد و درک کرد ؛نقطه های قوتش را تقویت کرد و ضعفهایش را  پوشاند.باید همین جا و اکنون به نوعی تجربه‌گرایی طاقت‌فرسا تن‌داد ونسبت  به امکان‌هایی که  هر بار از دل هر وضعیت خاص سربرمی‌آورند گشوده بود.در این همایش، سیاستْ را  باید از قلمرو طبقه‌،جناح و گروه خاصی خارج کرد و در مقامِ کنشی  سوبژکتیو بنا ساخت تا پژواک صدای بی صدایان و مطرودان جامعه همه اعصار را  خطاب قرار دهد. در این سیر تاریخی زنان بسیاری بوده اند که نقشی بر تاریخ  زده اند ؛از اُلمپ دوگوژ و مری ولستنکرافت در انقلاب فرانسه گرفته تا رزا  لوکزامبورگ،  سیمون دوبوار، هانا آرنت، و میلنا یسنسکا، در قرن بیستم و&#8230; همگی در پیمان  و توافقی سری حامل امری مشترک بوده اند. نگاهی کوتاه به تاریخ برگزاری 8  مارچ در ایران و پیشرویهای جنبش زنان در سالها و ماههای اخیر هم میتواند  مبنای تبیینی تاریخی باشد .</p>
<p style="text-align:right;">(<span style="color:#0000ff;">+</span>)جنبش زنان ایران پس از مشروطه خواهی که در  قالب  طلب حق آموزش و تحصیل و حق حضور اجتماعی برای زنان بود،بیشتر جنبه  سیاسی و اجتماعی یافت.با پیروزی مشروطه و تدوین قانون اساسی نوین زنان  دریافتند که همچنان از حق رای محروم مانده اند. از آن زمان تلاش های زن  ایرانی  برعلیه  تبعیض و ستم جنسی خویش در عرصه برابری طلبی حقوقی شکل گرفت.پایان  جنگ جهانی و رفتن نیروهای متفقین از ایران، روی کار  آمدن دولت پیشرو در سرزمین تزارهای روس ، و همسایگی ایران با آن خطه و نیز  پیروزی مدافعان حق رای زنان در سال 1297 در انگلستان و در سال 1299 در  امریکا و آغاز سفر های فرهنگی به اروپا موجب شد که زنان فعال ایرانی  ،  نسبت به مسائل  و مناسبات جهانی زنان عکس العمل نشان دهند.برپایی اولین هشت  مارس در ایران در سال 1300 ، بی تاثیر از  این وقایع نبود. این مراسم در رشت و به همت &#8221; جمعیت پیک سعادت نسوان &#8221;  برگزار شد.چندسال بعد، اسناد تاریخی حکایت از برگزاری عمومی  این  مراسم در سال  1306 از سوی  &#8221; سازمان بیداری زنان &#8221; دارد.هشتم مارس 1357 ،  تنها یک ماه از انقلاب می گذشت و زنان  ایرانی که پا به پای مردان خویش درمبارزات ضد استبدادی و ضد شاه مبارزه  کرده و از سال ها پیش در زندان ها و شکنجه گاه های شاه به سربرده بودند،  دررويارويي با فرامين ضد زن دولت انقلابي ،چونان مادران خویش در دوران  مشروطه دچارشوکی تاریخی شدند. این شوک هفتاد سال پیش از آن زنان ایرانی را  بهت زده  ساخته بود.  زنانی که برای پیروزی  انقلاب مشروطه دركنار مردان   به تلاش برخاسته بودند اما پس از پيروزي مشروطه از حق  راي محروم مانده بودند.هشتم مارس 1384،  به دعوت &#8221; حرکت جهانی زنان &#8221; و  گروه هم اندیشی زنان &#8221; که  اکثر تشکل های زنان را شامل میشد تجمعی  در پارك دانشجوبرنامه ریزی شده بود  که پس از دقایق اولیه توسط پلیس به خشونت كشيده شد .</p>
<p style="text-align:right;">&#8220;هفت اسفند 57 دفتر  آیت الله خمینی الغای قانون حمایت از  خانواده را به دادگاه ها اعلام کرد. یازده اسفند57 برای اولین بار ، اعلام شد که مطابق اصول اسلامی ، زنان نمی توانند قاضی  باشند. پانزده اسفند 1357 ( 6مارس 1979)، دفتر آیت الله خمینی اعلام کرد که  زنان می توانند به کار خارج از منزل بپردازند ولو با  حجاب شرعی&#8221; .</p>
<p style="text-align:right;">همزمانی صدور این فرامین با ایام برگزاری روز جهانی زن ،  موجب شد که مراسم روززن در آن سال با استفاده از فرصت انقلابی  و اعتراضي  جامعه به شكل تظاهرات گسترده ای در تهران  و برخی از شهرستان ها  برگزارشود.سال بعد ، مراسمی  از طرف  تک و توک سازمان های زنان که  درکنارسازمان های سیاسی فعالیت میکردند به مناسبت  روز زن برگزار شد. اما با آغاز سال59 زمزمه های  انتخاب روز تولد حضرت فاطمه به عنوان روززن  در ایران آغازشد. شروع جنگ ایران و عراق و پي آمدهاي داخلي آن كه  وقايع  هولناك  دهه شصت را به دنبال داشت  موجب شد كه برگزاري اين مراسم نیز مانند  دیگر فعاليت هاي عمومي و  اجتماعی در محاق رود. در طول دهه شصت ، این مراسم در محافل خانگی زنان روشنفکر و لاییک  به شکل  خصوصی و حتی مخفیانه برگزار میشد.در نيمه اول  دهه هفتاد این مراسم همچنان  در محافل خانگی و  خصوصي  برگزار میشد . از خرداد 1376 و روی کار آمدن دولت اصلاحات هرچند که  هشتم مارس هنوز درخانه ها برگزار می شد اما شکلی گسترده تر ازسابق به  خودگرفت.هشتم مارس سال 1378 (2000) ، نقطه عطفي در برگزاري مراسم  روزجهاني و فعاليت هاي علني زنان بود.</p>
<p style="text-align:right;">در سال 1381 گروه هاي مختلف زنان با  استفاده از تجربه مركز فرهنگي زنان  در  پي تاسيس تشكل هاي مستقل زنان بر آمده بودند  و آنها نيز فضاهاي دانشگاهي و  فرهنگسراها براي برگزاري اين مراسم انتخاب كرده بودند .سال 1382 ، اكثر  گروه ها  و تشكل هاي مستقل زنان سعي براي  برگزاري اين روز به سبك سال هاي گذشته  برنامه ريزي كرده بودند که در نهایت  با خشونت پلیس و دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان مواجه شدند.سال 1385، يك  هفته مانده به هشتم مارس ،33 نفر از زنان فعال در مقابل  دادگاه انقلاب  دستگير شدند . اين گروه  كه براي حمايت و ياري از 5 تن از  یارانشان  كه به دليل برگزاري تظاهرات 22 خرداد همان سال  در ميدان هفتم  تير دردادگاه انقلاب محاكمه مي شدند،  جمع شده بودند. اما نیروی انتظامی و  امنیتی  به بهانه واهي برهم ريختن نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي آنها  را  دستگیر کرد.  طي يك هفته اي كه اين افراد در زندان به سر مي بردند ،  نیروهای امنیتی براي تشدید  جو سركوب و ارعاب ،  شبانه به خانه چندتن از  فعالان اجتماعي حمله كردند و در نهایت در روز هشتم مارس  تظاهرات زنان معلم و زنان آزاديخواه در مقابل مجلس شوراي اسلامي به خشونت  كشيده شدو تعداد زيادي از شركت كنندگان دستگير شدند.(<span style="color:#0000ff;">+</span>)</p>
<p style="text-align:right;">***هر ساله  تعدادی از فعالین سیاسی و مدافعان حقوق زن در شهرهای مختلف کردستان تجمعاتی  برگزار میکنند که یا تحت تدابیر شدید امنیتی و با اخطار و تهدید و ارعاب  سریعا به پایان میرسد و یا با دستگیری و ضرب و شتم به خشونت کشیده میشود.</p>
<h2 style="text-align:center;"><span style="color:#993300;"><strong>زن شدن</strong></span></h2>
<p style="text-align:right;">در ورق زدن سیر تاریخی برگزاری 8 مارچ نمیتوان به سال جاری رسید و پس  از 7 ماه حضور تاریخی زنان در خیابانها ادعا کرد که جنبش زنان خاموش بوده  است.مسلما پیوند خوردن سیاست با حوزه های روزمره زندگی ابعاد وسیعی را به  جنبش اخیر داده است .این گستردگی و درون ماندگاری تا بخش زیادی مدیون حضور و  فراتر از آن رهبری خیابانی زنان بوده است.زنان در ماههای گذشته نشان دادند  که خیز عظیمی برای امر &#8220;رهائی&#8221; برداشته اند خواسته ای که نزدیکی بسیاری با  جنبش جهانی &#8220;رهائی زن&#8221; دارد.در ابتدای پرداختن به مقوله زن باید در نظر  داشت که نه تنها در متون و آداب و اخلاق مذهبی بلکه در مدرنیته هم مفهوم  مرد با مفهوم انسان تعویض پذیر است،یعنی در نظم کنونی ،زن برای اینکه انسان  باشد باید تا &#8220;مرد شدن&#8221; جایگاه خود را تنزل دهد.تلاش تاریخی برای جا زدن  زنان در اعلامیه حقوق بشرو کسب حداقل های حقوق شهروندی را میتوان در  مبارزات زنانی همچون مری ولستنکرافت در انقلاب فرانسه از نظر  گذراند.پذیرفته شدن زنان به عنوان بخشی از انسانیت در عرصه سمبلیک و اصولا  سوژه شدن موضوعی است که فعالین جنبش زنان در ایران هم در اشکالی بسیار  ابتدائی با آن مواجه هستند.</p>
<p style="text-align:right;">این دو گانگی یکی از تمایزات بنیادین جنبش  برابری طلبی زنان است ؛امری که جایگاهی ویژه ،استثنائی و بالقوه به امر  برابری جنسی میدهد .تحمیل ستم مضاعف بر زنان به‌واسطه رسالت تاریخی‌ای که  بر موقعیت‌ شان در نظم اقتصادی‌- ‌سیاسی حک شده  است، به‌طور پیشینی واجد توانِ ‌«زیر و رو  کردن‌» است و این توان انقلابی  در چنبره تسلط دولتی ، خلافت دینی و سنتهای متحجر اجتماعی در پس هر تحرک و  تقلائی در نطفه خفه میشود.گوئی عزم به سوژه شدن(انسان شدن) همواره از پیش  با شکست مواجه خواهد بود.در مجموع &#8220;انسان شدن&#8221; زنان از بنیان امری منفی  قلمداد میشود چرا که دست به زیر و رو کردن ساختاری مردانه میبرد و این  میتواند جایگاه زن را به پست ترین تعابیر تنزل دهد(امر منفی).از این روست  که شکستن چنین ساختاری بلافاصله با کنش سیاسی پیوند میخورد و با لمس حضور  بیش از پیش زنان در عرصه خیابان  حکم همزمان  میدهد به شکستن ساختار  مردسالارانه حاکم و زیر رو کردن غالب مذکر انسانیت .<br />
<span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/xlu-qx8ohL8?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span><br />
یکی از پیشرویهای غیر قابل انکار در هم پیچیدن شکل مبارزه مردانه در  خیابانها و اعتراضات جمعی است که زنان به خوبی در اعتراضات و در مسیری به  سوی سوژه شدن ،ناخودآگاه و در طغیانی مشترک عملی کرده اند.این شکل مبارزه  زنان حتی غالب فعالیت فمینیستی را که تلاش دارد جائی برای زنان سر میز  قدرت(و گاها زیر میز) باز کند را کنار میزند وبا حضور توده ای امر رهائی را  به &#8220;دست خودشان&#8221; و نه هیچ ساختار و اسلوب دوگانه ای به پیش میبرد.کنار  گزاردن تلاشهای مردانه برای امر برابری که خودش یک پای مانائی سیستم حاکم  است گذاری ظریف و نقطه عطفی در جنبش &#8220;رهائی طلبی زنان&#8221; بدر ماههای اخیر  بوده است.این شکل رفتار را میتوان تجلی عینی این جمله دانست که رهائی حق  نیست ،وظیفه است&#8230;حقی که هیچ قدرتی میان مردم توزیع نخواهد کرد.</p>
<p style="text-align:right;">تصرف جایگاه و نقوش مردانه در شکل اعتراضات خیابانی از این منظر قابل توجه  است که نشان میدهد منطق رهائی طلبی انسانی نه تنها ریشه در تفاوتهای  بیولوژیکی ندارد بلکه به راحتی از جنسی به جنسی از نسلی به نسلی و از جائی  به جائی قابل انتقال است ،پدیده ای که زیر هیچ میکروسکوپی دیده نمیشود و  تنها با عینیت یافتن مفهوم رهائی در لحظه ای خاص شکل میگیرد.شعار دادن حتی  به عنوان نوعی مشارکت سمبولیک گویای این پیوند <span style="text-decoration:underline;">سوژه برابری</span> با <span style="text-decoration:underline;">کنش  برابری</span> طلبانه است.شعار دادن و کلا سخن گفتن در عرصه سیاست که در  پیوندی تاریخی با خصلت مردانه در هم پیچیده است این روزها از خیزش زنان در  امان نبوده و اسیر و متاصل ،مغلوب مداخله جوئی همه جانبه زنان بوده است.سر  بر افراشتن از حیات بیولوژیکی صرف و تثبیت صدای برابر انسانی در به چالش  کشیدن وضعیت موجود را میتواند در رهبری اعتراضات خیابانی و صدای رسای زنان  در ویدئوهای روزنامه نگاران خیابانی و حتی سمبل های مقاومت در زندان به  خوبی مشاهده کرد.این چنین است که زنان همزمان نظم مرد سالار کنونی و  راهکارهای همسانی سمبولیک مردانه در عرصه منجمد و ایدئولوژیک سیاسی را با  هم زیر پا میگذارند و در عین حال جایگاهی نه همسان مردان بلکه در خور  نیازها و مطالبات خودشان در جنبش دست و پا میکنند.این پیشروی زنگها را نه  تنها برای قوانین زن ستیز و آهنین تاریخی به صدا در میآورد بلکه نقاب از  چهره زنانی برمیکشد که خود منادیان بیمارگونه ترین شکل زن ستیزی اند&#8230;خطری  که زمین را زیر پای حضور صرف فیزیکی زنان برای انعکاس صدای زن ستیزی میکشد  و مبادی روشی به غایت &#8220;رهائی&#8221; طلبانه در امر برابری میگردد</p>
<p style="text-align:right;">اما تقابل بی واسطه زنان با حاکمیت مستلزم گره خوردن با درجاتی از امر منفی  است&#8230;پدیده ای که ناگزیر اما لازمه رهائی زنان از مرحله ای تاریخی است  همانطور که آنتیگونه (نماد مبارزه زن با قانون مردانه دولت-شهر) در انتها  به زنده‌به‌گورشدن و بازگشت به قلمروي زیرزمینی، محکوم می‌شود گوئی تنها از  پیکر بی جان اوست که طرحی نو درانداخته خواهد شد.خود تخریبی و هزینه دادن  زنان اکنون و همین جا پیش در آمد نظمی نوین است که مستقیما و یا به واسطه  این خود تخریبی سر بر میآورد.و اینگونه است که زنگها برای زنانی به صدا در  میآید که تا جائی حامل زنانگی هستند که در گفتارفاتحان عرصه سیاست وقفه ای  ایجاد کنند و از آن پس هرچه هستند انسان است و بس</p>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/1dyG9q7hnJ8?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<p style="text-align:center;"><span class='embed-youtube' style='text-align:center; display: block;'><iframe class='youtube-player' type='text/html' width='500' height='312' src='http://www.youtube.com/embed/dKdz1dsRuyM?version=3&amp;rel=1&amp;fs=1&amp;showsearch=0&amp;showinfo=1&amp;iv_load_policy=1&amp;wmode=transparent' frameborder='0'></iframe></span></p>
<blockquote>
<h3><span style="color:#800000;">قلعه&#8221;، نام دیگر &#8220;شهر نو&#8221; یا ناحیه روسپیخانه  تهران در زمان شاه بود. مستند سیاه و سفید &#8220;قلعه&#8221; در سال 1345 به سفارش  سازمان زنان ایران ساخته شد اما به علت توقیف فیلم، ساختن آن نیمه کاره  ماند. پس از انقلاب در سال 1359 فیلم تدوین شد و به جشنواره ها راه یافت.  مستند  هیجده دقیقه ای  &#8220;قلعه&#8221; با عکس های تکان دهنده کاوه گلستان، برگزیده  جشنواره های میلاد (اولین جشنواره سینمایی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۵۹)،  برنده جایزه فیپرشی از جشنواره کراکو لهستان در سال ۱۹۸۱. کامران شیردل به  عنوان دستیار کارگردان در فیلم کتاب آفرینش محصول استودیوهای چینه چیتا رم  با جان هیوستون همکاری کرد</span></h3>
</blockquote>
<p style="text-align:right;">.</p>
<p style="text-align:right;">
<p style="text-align:right;">(+):<a href="http://www.feministschool.com/spip.php?article4353">حکایت 88 سال  برگزاری «هشتم مارس»  در ایران/منصوره شجاعی</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/263/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/263/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=263&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/03/16/%d8%b2%d9%86%da%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%b2%d9%86%d9%87%d8%a7-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/03/s100p41.gif" medium="image">
			<media:title type="html">s100p4</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>درباره جنبش &#8220;خیابان&#8221;&#8230;ه</title>
		<link>http://baricad.wordpress.com/2010/02/11/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87/</link>
		<comments>http://baricad.wordpress.com/2010/02/11/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 02:56:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید ولدبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://baricad.wordpress.com/?p=224</guid>
		<description><![CDATA[رفقا: می‌خواهم درباره مساله جنبش مردمی صحبت کنم. اما نمی‌خواهم مبهم سخن بگویم. ما سیاست‌مدار نیستیم می‌خواهیم نظرات‌مان را درباره مساله جبهه مردمی بیان کنیم. ضروری است که مواضع خود را نسبت به شبکه جدیدی از نیروها اعلام کنیم که هم اینک بر صحنه سیاست حاکم است. اما وقتی از مردم می‌خواهیم به ما اعتماد [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=224&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h4 style="text-align:right;"><a href="http://baricad.files.wordpress.com/2010/02/22224.jpg"><img class="alignleft size-full wp-image-235" title="خیابان" src="http://baricad.files.wordpress.com/2010/02/22224.jpg?w=500" alt=""   /></a><span style="color:#800000;"><strong>رفقا</strong></span>:</h4>
<p style="text-align:right;">می‌خواهم درباره مساله جنبش مردمی صحبت کنم. اما نمی‌خواهم مبهم سخن بگویم. ما سیاست‌مدار نیستیم</p>
<p style="text-align:right;">می‌خواهیم نظرات‌مان را درباره مساله جبهه مردمی بیان کنیم. ضروری است که مواضع خود را نسبت به شبکه جدیدی از نیروها اعلام کنیم که هم اینک بر صحنه سیاست حاکم است. اما وقتی از مردم می‌خواهیم به ما اعتماد کنند، منظورمان آن اعتمادی نیست که مبنای‌اش خواهی‌نخواهی تعاریف کم‌وبیش شسته‌رفته‌ای است که از مانورهای سیاسی نشأت می‌گیرند.</p>
<p style="text-align:right;">قصد نداریم مانورهای تازه‌ای به مانورهای سیاست‌مداران اضافه کنیم که خود به حد کافی پیچیده و غالباً واگرای‌اند</p>
<p style="text-align:right;">وقتی با مخاطبان خود سخن می‌گوییم، آنچه مورد خطاب ماست ظرافت سیاسی آنان نیست. واکنش‌هایی که از آنان انتظار داریم، نه بر محاسبه مواضع سیاسی مبتنی است و نه بر اتحادهای تازه سیاسی. آنچه ما بدان امید بسته‌ایم از نوع دیگری است. ما می‌بینیم که توده‌های انسانی گرفتار نیروهای کوری هستند که آنان را در سرداب‌های خوفناکی به بند کشیده‌اند. این نیروها آدمیان را محکوم به انتظار نگاه می‌دارند و در همان حال، به آنان حیاتی عرضه می‌کنند که از نظر اخلاقی تهی و از لحاظ مادی فلاکت‌بار است.</p>
<p style="text-align:right;"><span style="color:#800000;"><strong>آنچه در برابر ماست فاجعه دهشتناک سترونی بشری است</strong></span></p>
<p style="text-align:right;">ما می‌خواهیم مستقیماً با این دهشت رو در رو شویم. می‌خواهیم به رانه‌های بی‌واسطه و سرکشی بپردازیم که می‌توانند در ذهن شنوندگان‌مان موجی از قدرت به راه اندازند، قدرتی که مردمان را از شر رهبران شیاد و حقیرشان رها سازد&#8230; بشریت خوارشده پیشتر هم این امواج قدرت را تجربه کرده است. این خیزش‌های آشوب‌زده اما سرسخت که بر تاریخ حکم می رانند، انقلاب نام دارند. بارها و بارها کل جمعیت جوامع به خیابان ریخته‌اند و هیچ‌چیز قادر به مقاومت در برابر نیروی آنها نبوده است. این یک واقعیت انکارناشدنی است که هرگاه آدمیان در قالب قیامی توده‌ای در خیابان حاضر شده‌اند و فریاد قدرت مردمی تام را سر داده‌اند، این امر هیچ‌گاه پیامد یک اتحاد سیاسی تنگ‌نظرانه و صراحتاً تعریف‌شده نبوده است&#8230; واضح است که اگر قیام‌ها ناگزیر بودند معطل چانه‌زنی‌های آگاهانه میان کمیته‌ها و دفاتر سیاسی احزاب بمانند، هیچ‌گاه به وقوع نمی‌پیوستند</p>
<p style="text-align:right;"><strong><span style="color:#800000;">رفقا</span></strong>، چنان‌چه واقعیت بشری، یا به عبارت دقیق‌تر، واقعیت بشری در خیابان— من شخصاً واژه «خیابان» را به نحوی به کار می‌برم که آن را با تمامی امید نهفته در وجودم گره می‌زند، واژه‌ای که زندگی، زندگی واقعی را در تقابل با نقشه‌ها و انزوای فرد قرار می‌دهد، فردی درگیر انواع پیچیدگی‌های مضحک و بی‌معنا—از هر لحاظ از اید‌ه‌های میان‌مایه و خیانت‌های سیاست‌مداران دسیسه‌گر فراتر نرود، آن‌گاه جبهه مردمی برای هیچ‌یک از ما واجد آن معنای عمیقی نخواهد بود که در شرایط کنونی کسب کرده است، شرایطی که هنوز در حال زیستن آنیم.</p>
<p style="text-align:right;">حتی امروز، در حالی که بسیاری مردمان، درست یا غلط، چنین ادعا می‌کنند که جنبش توده ای از رأس در حال فروپاشی است، و این‌که این جبهه در ورای دفاع در برابر فاشیسم قادر نخواهد بود برنامه‌ای برای کنش هماهنگ (که شرط اساسی اعمال قدرت است) ارائه دهد، ما هنوز شاهد رشدِ باور به قدرت مطلق مردم در میان توده‌هایی هستیم که نیروی این جبهه را تشکیل می‌دهند، توده‌هایی که دیروز در خیابان بودند و فردا باز هم خیابان را تسخیر خواهند کرد.</p>
<p style="text-align:right;">تصورات و برداشت‌های سیاسی گنگ و شکل‌نیافته، این &#8220;مردم&#8221; را به حرکت انداخته‌اند، اما عملکرد جنبش توده ای در راستای دقیق اهداف مردم به‌هیچ‌وجه وابسته به خواست و اراده مؤسسان این جبهه نیست: اکنون جبهه مردمی بیش از هر چیز یک جنبش است، فراخوانی برای حرکت، کوره‌ای که در آن نیروهای سیاسی مجزا از یک‌دیگر غالباً همراه با جوششی تب‌آلود در هم ذوب می‌شوند. ما معتقد نیستیم که احزاب سازمان‌یافته باید ناپدید شوند، اما در عین حال فکر نمی‌کنیم توده‌ها هیچ‌گاه توانایی خاتمه بخشیدن به تسلط پادوهای کاپیتالیست را به دست آورند، مگر جنبشی به وجود آید که قدرت رهیدن از نظارت سترون این احزاب را داشته باشد&#8230;</p>
<p style="text-align:right;">آنچه بیش از هر چیز برای‌مان جذاب است— با توجه به این‌که آنالیز اقتصادی زیربنای جامعه قبلاً صورت گرفته، و محدودیت‌های نتایج آن اثبات شده—عواطفی است که به توده‌های مردم موجی از قدرت اعطا می‌کنند، قدرتی که مردم را از سلطه کسانی آزاد می‌کند که فقط می‌توانند آنان را به ورطه فقر و به سلاخ‌خانه هدایت کنند. با این همه، من نمی‌خواهم بگویم که باید خود را کورکورانه به واکنش‌های آنی خیابان بسپاریم</p>
<p style="text-align:right;">اما در ادامه راه بدان‌جا می رسیم که <strong>باید تفاوتی اساسی میان واکنش‌هایی که مردم را در خیابان برمی‌انگیزد و حرافی‌های سیاست‌مداران قائل شویم</strong>، و همه آموزه‌های فعلی دستکم نشان می‌دهند که چنین تمایزی مؤید حقانیت مردمانی است که هیچ‌چیز جز شور و شوق خویش ندارند، و به زیان آنانی است که به واسطه «اهداف و برنامه‌های استراتژیک» گمراه شده و از &#8220;محتوای انسانی&#8221; تهی گشته‌اند&#8230; آن احساس ملال و حالت تهی بودنی که در چهره مسافران یک اتوبوس که همه با هم غریبه‌اند تجلی می‌یابد، از دید من واقعیتی بس مهم و بامعناست. برای &#8220;هر آن کس که هنوز پوچی زندگی او را سنگ نکرده است&#8221;، این دنیا که ظاهراً منابع بی‌شماری در اختیار دارد، آکنده از نوعی گیجی است که تنها مرحم‌اش بلاهتی عام است که همگان از سر تنبلی به آن تن سپرده‌اند. حتی فقر نیز از این مخمصه احمقانه کمتر غیرقابل علاج به نظر می‌رسد. گاه چنین می‌نماید که گدایی که با صدایی درهم‌شکسته ترانه‌ای سر می‌دهد که در انتهای یک حیات خلوت به سختی شنیده می‌شود، در بازی زندگی کمتر باخته است تا توده‌های انسانی که در اتوبوس‌ها و قطارها در ساعات پر رفت‌وآمد در هم می‌لولند&#8230; در دنیای کنونی ما، افیون توده‌ها احتمالاً نه آن‌قدرها دین، که ملال جاافتاده و پذیرفته‌شده است. باید این نکته را دریافت که چنین جهانی کاملاً تحت تسلط آن کسانی است که دستکم توهم ظاهری فرار از ملال را به آدمیان عرضه می‌کنند. حیات بشری شور و شوق را تمنا می‌کند و بار دیگر با ضرورت‌های هر روزه خود رو در رو می‌گردد.</p>
<p style="text-align:right;">من معتقدم <span style="color:#000000;">نیرو و توان از آنِ کسانی نخواهد بود که برای‌شان کنش در حکمِ کار یکنواخت و نامطلوب است، بلکه از آن آنانی خواهد بود که بر عکس دنیا را از طلسم چنین کسالت بی‌پایانی می‌رهانند</span>&#8230; امیدوارم توده‌ها به زودی راه متحد شدن را بیابند و در این گردهمایی از نو با هم به جوششی برسد که مردمان را از گوشه و کنار فرامی‌خواند و زیربنای سلطه خلل‌ناپذیر مردمی را پی‌ریزی می‌کند.</p>
<p style="text-align:right;">جنبش مردمی در شکل کنونی‌اش نه نیروی سازمان‌یافته‌ای آماده چنگ انداختن به قدرت است و نه خود را بدین‌عنوان معرفی می‌کند. بنابراین، این جبهه باید با تکیه بر قدرت خود و گذر از پادوهای رنگین اصلاحات به یک جبهه نبرد مردمی بدل شود</p>
<p style="text-align:right;">پیش فرض این نبرد احیای فرم‌های سیاسی است، تولد دوباره‌ای که در شرایط کنونی ممکن است، یعنی زمانی که به نظر می‌رسد تمامی نیروهای انقلابی فراخوانده شده‌اند تا در کوره‌ای گداخته در هم آمیزند.تردیدی ندارم که طغیان برای دشمنان ما ناممکن است و از دو نیروی متخاصمی که در این نبرد بر سر قدرت با هم درمی‌آویزند، یعنی فاشیست‌ها و مردم، نیروی فاتح نیرویی خواهد بود که نشان دهد بیش‌ترین توان را در به‌دست‌گرفتن سیر وقایع و اعمال قدرتی راسخ بر مخالفان دارد. آنچه نجات دهنده است اتحادی منسجم و منضبط است که تمامی اراده‌اش با شور و شوق به سوی اقتدار مردمی معطوف باشد؛ این همان احساس مسوولیتی است که باید بر آنانی که در آینده رهبری را به دست خواهند گرفت، مستولی شود، همان کسانی که باید نظام تولید را تابع &#8220;منافع انسانی&#8221; سازند، کسانی که باید چه در سرزمین خویش و چه در سراسر دنیا نعره‌های کودکانه و جنایت‌بار ناسیونالیست‌ها را خاموش سازند</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/baricad.wordpress.com/224/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/baricad.wordpress.com/224/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=baricad.wordpress.com&amp;blog=11017133&amp;post=224&amp;subd=baricad&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://baricad.wordpress.com/2010/02/11/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%ac%d9%86%d8%a8%d8%b4-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
	
		<media:content url="http://1.gravatar.com/avatar/7f119b41e8674305ebc329f31d6e4a4a?s=96&#38;d=http%3A%2F%2Fs0.wp.com%2Fi%2Fmu.gif&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">سعید ولدبیگی</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://baricad.files.wordpress.com/2010/02/22224.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">خیابان</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
